گسست معرفت شناختی در جامعه شناسی سیاسی: واکاوی چرایی «استثنا بودگی» انقلاب اسلامی ایران در پارادایم های کلاسیک و مدرن نظریه های انقلاب
محل انتشار: دومین همایش ملی علوم انسانی با رویکرد نوین و اولین همایش بین المللی پژوهشی فرهنگیان نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 4
فایل این مقاله در 11 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HCWNT02_3254
تاریخ نمایه سازی: 30 دی 1404
چکیده مقاله:
تا پیش از سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، نظریه پردازان علوم سیاسی بر این باور بودند که انقلاب ها یا ریشه در «فقر مطلق اقتصادی» (مارکسیسم) دارند و یا محصول «نوسازی ناقص» (کارکردگرایی) هستند. وقوع انقلاب اسلامی ایران، به مثابه یک «قوی سیاه» (Black Swan)، تمام این معادلات را بر هم زد. این پژوهش با هدف تبیین چرایی ناتوانی تئوری های کلاسیک (از کرین برینتون تا اسکاچ پول) در پیش بینی و تحلیل انقلاب ایران تدوین شده است. روش تحقیق، «توصیفی-تحلیلی» با رویکرد «انتقادی» است. یافته ها نشان می دهد که انقلاب ایران برخلاف انقلاب های فرانسه و روسیه، نه در یک کشور ورشکسته، بلکه در دولتی ثروتمند و با ارتشی تا دندان مسلح رخ داد. مولفه «مذهب» که در تئوری های نوسازی به عنوان «عامل بازدارنده» و سنتی تلقی می شد، در ایران به عنوان «موتور محرک» و پیشرو عمل کرد. همچنین نقش بی بدیل رهبری کاریزماتیک (امام خمینی) و استفاده از «شبکه های سنتی» (مساجد) در برابر «ابزارهای مدرن» دولت پهلوی، مدل جدیدی از بسیج منابع را ارائه داد که بعدها تیدا اسکاچ پول را مجبور به بازنویسی نظریه مشهور خود کرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان