بررسی تاثیر دوره آموزشی کوتاه مدت بر درک و نگرش معلمان نسبت به ادغام هوش مصنوعی در فرآیند آموزش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 15

فایل این مقاله در 18 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

HSPC23_139

تاریخ نمایه سازی: 30 دی 1404

چکیده مقاله:

زمینه و هدف: با گسترش شتابان فناوری های هوش مصنوعی در عرصه های مختلف، نظام آموزشی با ضرورت انطباق و بهره گیری هوشمندانه از این فناوری ها روبرو است. موفقیت این ادغام، به طور مستقیم به دانش، نگرش و آمادگی معلمان وابسته است. این پژوهش با هدف تحلیل تاثیر یک دوره آموزشی کوتاه مدت بر درک، نگرش و تمایل معلمان زبان انگلیسی نسبت به استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در فرآیند تدریس انجام شد. روش: پژوهش حاضر به روش مطالعه موردی با رویکرد ترکیبی (آمیخته) انجام گرفت. جامعه آماری، ۹ نفر از معلمان زبان انگلیسی (همگی زن، با سابقه تدریس بالا) بودند که در یک دوره ۵۰ ساعته آموزش تلفیقی (با ۱۲ ساعت محتوای اختصاصی هوش مصنوعی) شرکت کردند. ابزارهای گردآوری داده شامل دو پرسشنامه آنلاین (پیش آزمون و پس آزمون) و یک مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده های کمی با آمار توصیفی و داده های کیفی با تحلیل محتوای تفسیری مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: یافته های مرحله پیش آزمون نشان دهنده دانش محدود و نگرش عمدتا خنثی یا محتاطانه معلمان نسبت به هوش مصنوعی بود. پس از دوره آموزشی، درک شرکت کنندگان به طور قابل توجهی عمق یافت. نتایج حاکی از آن بود که معلمان بیشترین مزیت هوش مصنوعی را در صرفه جویی زمان (در طراحی درس و تصحیح تکالیف) و امکان شخصی سازی یادگیری می دانند. در عین حال، نگرانی اصلی آنان عدم استنادپذیری منابع، خطاهای محتوایی و ضرورت حفظ نقش انسانی و عاطفی معلم بود. تجربه عملی با ابزارهایی چون چت جی پی تی، چت پی دی اف و مولدهای تصویر، منجر به کاهش نگرانی اولیه و شناسایی فرصت های کاربردی در بافت آموزشی شد. تمامی شرکت کنندگان بر ضرورت آموزش مداوم و نظام مند معلمان در این حوزه تاکید کردند. نتیجه گیری: دوره های آموزشی کوتاه مدت و عملی محور، می توانند به طور موثری سواد هوش مصنوعی معلمان را ارتقا داده، نگرش آنان را از حالت احتیاط یا مقاومت به سمت پذیرش آگاهانه و فعال سوق دهند. با این حال، این آموزش ها باید به طور همزمان بر مزایای عملیاتی و ملاحظات انتقادی (اخلاق، اعتبارسنجی، عدالت آموزشی) تمرکز کنند. بر این اساس، توسعه برنامه های آموزشی مستمر، ایجاد جامعه های حرفه ای یادگیری و بازنگری در برنامه های درسی تربیت معلم با هدف ادغام هوش مصنوعی، پیشنهاد می گردد.

نویسندگان

حسین زمانی

کارشناسی ارشد روانشناسی تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد عجب شیر، ایران

عفت طالب

کارشناسی دبیری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب، ایران