گروه بندی برخی از ژنوتیپ های گندم بر اساس صفات زراعی و فیزیولوژیکی تحت شرایط دیم و آبیاری تکمیلی و گزینش ژنوتیپ های متحمل به تنش خشکی
محل انتشار: پژوهشنامه اصلاح گیاهان زراعی، دوره: 17، شماره: 4
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 3
فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JCB-17-4_010
تاریخ نمایه سازی: 29 دی 1404
چکیده مقاله:
چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: گندم (Triticum aestivum L.) یکی از مهم ترین غلات برای تضمین امنیت غذایی جمعیت رو به رشد انسان است. این گیاه تقریبا ۱۹ درصد از کل کالری، ۲۱ درصد از پروتئین و مقدار زیادی از مواد مغذی رژیم غذایی روزمره انسان ها را فراهم می کند. قسمت عمده ای از نواحی زیر کشت گندم دیم در ایران با مشکل کمبود بارش و نیز عدم پراکنش مناسب بارندگی در طی فصل رویشی مواجه هستند. ارقام گندم نان ایرانی دارای شجره و منابع پایه مختلفی هستند که این ویژگی عامل اصلی جدایی و تفکیک آنها است. تبادل مواد اصلاحی با منشاهای مختلف به بهبود تولید کشاورزی کمک می کند و امنیت غذایی جهان را تقویت می نماید. لازم است که چنین ژرم پلاسم هایی در شرایط مزرعه مورد ارزیابی قرار گیرند و صفات زراعی و فیزیولوژیکی گندم در این زمینه از اهمیت خاصی برخوردار هستند. نظر به این که تولید گندم زمستانه دیم برای برخی از مناطق جغرافیایی ایران از جمله شمال غرب کشور بسیار مهم است و آسیب پذیری در برابر تغییرات آب و هوایی جهانی را کاهش می دهد، پژوهش حاضر به منظور ارزیابی صفات زراعی و فیزیولوژیکی و گروه بندی ژنوتیپ های گندم زمستانه دیم با منشاهای مختلف تحت شرایط آبیاری تکمیلی و دیم اجرا گردید. شناسایی ژنوتیپ های متحمل به تنش خشکی با استفاده از شاخص های تحمل از دیگر اهداف مطالعه حاضر بود.
مواد و روش ها: در این آزمایش، تعداد ۱۱۰ ژنوتیپ گندم نان از ارقام تجاری، خزانه های بین المللی، لاین های پیشرفته و توده های بومی گندم نان زمستانه دیم مورد بررسی قرار گرفتند. این ژنوتیپ ها در قالب طرح آزمایشی آلفا لاتیس با دو تکرار در ایستگاه تحقیقات کشاورزی دیم کشور واقع در شهرستان مراغه طی سال زراعی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ کشت شدند. آبیاری تکمیلی به میزان ۵۰ میلی متر بعد از کشت و آبیاری دوم در بهار سال بعد انجام گرفت. مراحل فنولوژیک شامل روز تا گلدهی، روز تا رسیدگی و دوره پرشدن دانه با شمارش تعداد روز محاسبه شدند. میزان سبزینگی با استفاده از دستگاه NDVI در دو مرحله ظهور سنبله و ۳ هفته بعد از گرده افشانی سنجش گردید. سایر صفات شامل ارتفاع بوته، وزن هزار دانه، عملکرد دانه، عملکرد بیولوژیک و شاخص برداشت بودند. روابط بین صفات براساس ضرایب همبستگی پیرسون بررسی شدند. دندروگرام تجزیه خوشه ای بر پایه مربع فاصله اقلیدسی و روش گروه بندی Ward در برنامهR ترسیم گردید. همچنین، تجزیه تابع تشخیص کانونیکی براساس منشاء ژنوتیپ های گندم در نرم افزار SPSS ۲۶ انجام گرفت. جهت گزینش ژنوتیپ های متحمل از شاخص های مختلف تحمل به تنش (TOL، MP، GMP، HM، SSI، STI، YI، YSI و RSI) استفاده شد.
یافته ها: میزان سبزینگی در مرحله ظهور سنبله با مقدار آن در سه هفته بعد از گرده افشانی همبستگی مثبت و بالایی داشت. همچنین، در شرایط آبیاری تکمیلی و دیم، عملکرد دانه با ارتفاع بوته و عملکرد بیولوژیک دارای رابطه مثبت و معنی داری بود. در هر دو محیط، ژنوتیپ ها پراکنش وسیعی در فضای بای پلات داشتند که نشان دهنده تنوع بالا در میان آنها از نظر صفات زراعی و فیزیولوژیکی بود. در نتیجه تجزیه خوشه ای در شرایط دیم و آبیاری تکمیلی، ۱۱۰ ژنوتیپ گندم مورد مطالعه در چهار گروه دسته بندی شدند که ژنوتیپ های موجود در گروه سوم در هر دو دندروگرام از عملکرد دانه و عملکرد بیولوژیک بیشتری برخوردار بودند. بررسی توزیع منشاء ژنوتیپ ها در دندروگرام تجزیه خوشه ای حاکی از آن بود که تحت شرایط آبیاری تکمیلی، ارقام متحمل به تنش خشکی و توده های بومی به جز گروه چهارم در سایر گروه ها حضور داشتند ولی مورفوتیپ های سرداری عمدتا در گروه چهارم بودند. از طرفی دیگر، در شرایط دیم اغلب ژنوتیپ ها با منشاء ارقام متحمل به تنش خشکی، توده های بومی و لاین های موسسه CIMMYT در گروه چهارم قرار گرفتند. نتایج تجزیه تابع تشخیص کانونیکی براساس منشاء ژنوتیپ های گندم حاکی از آن بودند که تحت هر دو شرایط محیطی، لاین های ایجادشده توسط مرکز CIMMYT با ارقام مربوط به کشور ترکیه بیشترین فاصله را در فضای بای پلات داشتند. در شرایط آبیاری تکمیلی، توده های بومی و مورفوتیپ های سرداری و همچنین در شرایط دیم ارقام متحمل به تنش خشکی و توده های بومی تشابه بالایی داشتند. ژنوتیپ ها با کدهای ۴۶، ۸۱ و ۸ در شرایط آبیاری تکمیلی و ژنوتیپ ها با کدهای ۸، ۱۱۰ و ۹۴ در شرایط دیم به ترتیب بیشترین عملکرد دانه را داشتند. ژنوتیپ های شماره ۱۰۶، ۳۴ و ۵۵ کمترین مقدار TOL را داشتند و مطلوب ترین ژنوتیپ ها از نظر این شاخص بودند. رقم سرداری (G۸) و یک لاین دیم (G۹) از نظر MP، GMP، HM و STI مناسب ترین ژنوتیپ ها شناخته شدند. همچنین، ژنوتیپ های ۱۰۶، ۳۴ و ۴۴ به شکل هم زمان توسط شاخص های SSI، YSI و RSIمتحمل ترین ژنوتیپ ها بودند. در نهایت، ژنوتیپ های ۱۱۰، ۶۷ و ۸ از مجموع رتبه (SR) و میانگین رتبه (AR) بالایی برخوردار بودند.
نتیجه گیری: در میان ۱۱۰ ژنوتیپ گندم مطالعه شده، تنوع قابل قبولی برای صفات زراعی و فیزیولوژیکی در شرایط دیم و آبیاری تکمیلی وجود داشت. در شرایط آبیاری تکمیلی، توده های بومی و مورفوتیپ های سرداری و در شرایط دیم ارقام متحمل به تنش خشکی و توده های بومی تشابه بالایی با یکدیگر داشتند. یک لاین دیم با منشاء داخلی (ژنوتیپ ۸) در کنار دو لاین خارجی انتخابی از آزمایشات CIMMYT (ژنوتیپ های ۶۷ و ۱۱۰) بر اساس میانگین رتبه های به دست آمده از شاخص های تحمل به تنش، مطلوب ترین و متحمل ترین ژنوتیپ ها بودند که می توانند در برنامه های تلاقی آینده مورد استفاده قرار گیرند.
کلیدواژه ها:
Canonical discriminant analysis ، Drought stress ، Grain yield ، NDVI index ، Stress tolerance indices ، تابع تشخیص کانونیکی ، تنش خشکی ، شاخص NDVI ، شاخص های تحمل به تنش ، عملکرد دانه
نویسندگان
فریبا صالحی واحد
Department of Plant Production and Genetics, Faculty of Agriculture, Urmia University, Urmia, Iran
ایرج برنوسی
Department of Plant Production and Genetics, Faculty of Agriculture, Urmia University, Urmia, Iran
مظفر روستایی
Dryland Agricultural Research Institute (DARI), Agriculture Research, Education, and Extension Organization (AREEO), Maragheh, Iran
هادی علی پور
Department of Plant Production and Genetics, Faculty of Agriculture, Urmia University, Urmia, Iran
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :