از اسطوره فرهنگ فقر تا واقعیت نظام های فقرزا: خوانشی انتقادی از زیست فرودستان در دولت آباد و کولی آباد کرمانشاه

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 1

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_UPK-9-4_009

تاریخ نمایه سازی: 29 دی 1404

چکیده مقاله:

بیان مسئله: این پژوهش با رویکرد اتنوگرافی انتقادی، تجربه زیسته گروه های فرودست شهری در دو سکونتگاه خودانگیخته­ی شهری دولت آباد و آقاجان کرمانشاه را واکاوی می کند. نقطه ی عزیمت این مطالعه، نقد گفتمان فرهنگ فقر به عنوان روایتی ایدئولوژیک است که فقر را محصول باورها و الگوهای رفتاری فقرا، نه نتیجه ی ساختارهای نابرابر اقتصادی–سیاسی، معرفی می کند. این گفتمان، در سیاست گذاری شهری ایران نیز، به ویژه از دهه ۱۳۷۰ به بعد، به شکل های آشکار و پنهان بازتولید شده است. هدف: این نوشتار به بازخوانی روایت های ساکنان برای آشکارسازی پیوند میان تجربه فردی، ساختارهای سلطه، اشکال مقاومت و الگوهای بازتولید فقر و نقد نگاه فرهنگ گرایانه به فقر می­پردازد. روش: مطالعه حاضر با بهره گیری از مشاهده ی مشارکتی عمیق، مصاحبه های نیمه ساخت یافته (۴۸ مصاحبه در دولت آباد و ۳۹ مصاحبه در آقاجان) و یادداشت برداری میدانی، به بازخوانی روایت های ساکنان پرداخته است. تحلیل داده ها با نرم افزار MAXQDA  و بر اساس چهار شاخص اصلی ذهنیت حاشیه­نشین، بازتولید نسلی فقر، برچسب­زنی و انگ اجتماعی و مقاومت فرهنگی و سازگاری انجام شد تا پیوند میان تجربه فردی و ساختارهای سلطه، اشکال مقاومت، و الگوهای بازتولید فقر آشکار گردد یافته ها: یافته ها نشان می دهد که هرچند هر دو محله در بستر محرومیت ساختاری و طرد فضایی شکل گرفته اند، اما مسیرهای زیست و مقاومت در آن ها تفاوت های معناداری دارد. دولت آباد با معابر عریض تر، بازارچه های محلی و شبکه های اجتماعی متنوع، فضایی برای کنش اقتصادی خرد و بازتعریف هویت مکانی ایجاد کرده است. در مقابل، آقاجان با زیرساخت های محدود، انسداد دسترسی و کمبود فرصت شغلی پایدار، بازتولید نسلی فقر را تشدید و ظرفیت سازگاری را کاهش می دهد. نتیجه­ گیری: این پژوهش نشان داد فقر نه «فرهنگی گریزناپذیر»، که «فرآیندی فقرزا»ست که در پیوند ساختار–فضا–قدرت شکل می گیرد. هر جا ساخت فرصت به سود تهیدستان تغییر کند، فرهنگ نیز تغییر می کند؛ و این همان درس مرکزی قوم نگاری انتقادی برای برنامه ریزی شهری است: تغییر فضا، سیاست موثر تغییر فرهنگ است.

نویسندگان

کسری آشوری

استادیار، گروه معماری، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران

پویا جودی گل لر

استادیار، گروه مهندسی فضای سبز، دانشگاه تبریز، آذربایجان شرقی، ایران