بررسی ارتباط بین خودکارآمدی دانش آموزان و موفقیت تحصیلی در دوره ابتدایی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 40
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
GEERCONF01_127
تاریخ نمایه سازی: 26 دی 1404
چکیده مقاله:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین خودکارآمدی دانش آموزان و موفقیت تحصیلی آنان در مدارس ابتدایی ناحیه یک شهر کرمانشاه و منطقه ماهیدشت است. با توجه به نقش کلیدی باورهای خودکارآمدی در عملکرد تحصیلی و یادگیری، این تحقیق تلاش می کند تا نشان دهد تا چه اندازه احساس کارآمدی فردی می تواند موفقیت تحصیلی دانش آموزان را پیش بینی کند. پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی و از نظر هدف کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پایه های سوم تا ششم ابتدایی در نواحی مذکور در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ بود که تعداد آن ها حدود ۸۵۰۰ نفر برآورد شد. حجم نمونه بر اساس جدول کرجسی و مورگان ۳۶۷ نفر تعیین گردید و نمونه ها با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای (بر اساس پایه و جنسیت) انتخاب شدند.برای گردآوری داده ها از پرسشنامه خودکارآمدی مورگان و جینکس (۱۹۹۹) و معدل نمرات دروس اصلی (ریاضی، علوم، فارسی و مطالعات اجتماعی) استفاده شد. روایی صوری و محتوایی ابزار با نظر متخصصان حوزه روان شناسی تربیتی و پایایی آن با آزمون آلفای کرونباخ تایید گردید (α=۰.۸۳). داده ها با نرم افزار SPSS و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی، همبستگی پیرسون، آزمون t مستقل، تحلیل واریانس و رگرسیون چندگانه تحلیل شدند.نتایج نشان داد که بین خودکارآمدی و موفقیت تحصیلی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (r=۰.۵۶, p<۰.۰۱). همچنین مولفه «اعتماد به توانایی» بیشترین نقش را در پیش بینی موفقیت تحصیلی ایفا کرد. بررسی تفاوت ها بر اساس جنسیت نشان داد که هرچند میانگین خودکارآمدی دختران کمی بالاتر از پسران است، اما این تفاوت از نظر آماری معنادار نیست. در عین حال، خودکارآمدی در پایه های بالاتر و در مدارس شهری نسبت به مناطق روستایی بیشتر بود. این یافته ها بیانگر آن است که تجربه های یادگیری، بازخوردهای مثبت و محیط آموزشی حمایتی می تواند نقش مهمی در شکل گیری باور به توانایی ها و در نتیجه موفقیت تحصیلی داشته باشد.بر اساس نتایج پژوهش، می توان نتیجه گرفت که تقویت خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان در مدارس ابتدایی از طریق راهبردهایی همچون آموزش مبتنی بر تجربه موفقیت، ایجاد فرصت های یادگیری فعال، ارائه بازخوردهای سازنده و آموزش مهارت های خودتنظیمی می تواند به افزایش انگیزش و بهبود عملکرد تحصیلی منجر شود. این یافته ها می تواند راهنمایی عملی برای معلمان، مدیران و برنامه ریزان آموزشی در جهت ارتقای کیفیت یادگیری و پرورش نگرش های مثبت در کودکان باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرشته پورقادر
کارشناسی زیست شناسی، فرهنگی آموزش و پرورش ماهیدشت،کرمانشاه
پریسا پورقادری
کارشناسی ارشد مشاوه خانواده، فرهنگی آموزش و پرورش تهران