بررسی تاثیرسبک های رهبری آموزشی برکارآمدی معلمان دوره ابتدائی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 73
فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_PSHR-2-4_111
تاریخ نمایه سازی: 17 دی 1404
چکیده مقاله:
نظام های آموزشی در دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری با چالش ارتقای کیفیت یاددهی–یادگیری و پاسخ گویی به نیازهای شناختی، عاطفی و اجتماعی دانش آموزان مواجه اند. در این میان، نقش معلم به عنوان عنصر کلیدی و تعیین کننده در تحقق اهداف آموزشی، انکارناپذیر است. پژوهش های متعدد نشان داده اند که کارآمدی معلمان نه تنها با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، بلکه با انگیزش، مشارکت فعال و شکل گیری نگرش های مثبت آنان نسبت به یادگیری رابطه ای مستقیم دارد (Bandura, ۱۹۹۷; Klassen & Tze, ۲۰۱۴). بنابراین، توجه به عوامل موثر بر کارآمدی معلمان، به ویژه در دوره ابتدایی که زیربنای رشد تحصیلی و شخصیتی دانش آموزان شکل می گیرد، از اهمیت ویژه ای برخوردار است.یکی از مهم ترین عوامل سازمانی موثر بر کارآمدی معلمان، سبک رهبری آموزشی مدیران مدارس است. مدیر مدرسه صرفا یک مقام اداری نیست، بلکه به عنوان رهبر آموزشی، نقشی محوری در هدایت فرآیندهای یاددهی–یادگیری، ایجاد فرهنگ حرفه ای، حمایت از معلمان و فراهم سازی محیطی انگیزشی ایفا می کند (Hallinger, ۲۰۱۱). شیوه ای که مدیران با معلمان تعامل می کنند، انتظارات حرفه ای را تبیین می نمایند و فرصت های رشد و مشارکت فراهم می آورند، می تواند مستقیما بر احساس شایستگی، تعهد و کارآمدی معلمان تاثیر بگذارد.در ادبیات رهبری آموزشی، سبک های مختلفی از جمله رهبری تحول آفرین، رهبری تبادلی و رهبری عدم مداخله گر مورد توجه قرار گرفته اند (Bass & Avolio, ۱۹۹۴). رهبری تحول آفرین با تاکید بر الهام بخشی، ملاحظه فردی، تحریک عقلانی و ایجاد چشم انداز مشترک، می تواند انگیزش درونی معلمان را تقویت کرده و آنان را به فراتر رفتن از حداقل انتظارات ترغیب کند (Leithwood & Jantzi, ۲۰۰۶). در مقابل، رهبری تبادلی بیشتر بر مبادله پاداش و تنبیه و کنترل عملکرد تمرکز دارد و رهبری عدم مداخله گر معمولا با فقدان هدایت موثر همراه است. بررسی نحوه اثرگذاری این سبک ها بر کارآمدی معلمان، می تواند به درک عمیق تری از سازوکارهای مدیریتی موثر در مدارس بینجامد.کارآمدی معلم، بر اساس نظریه شناختی–اجتماعی بندورا، به باورهای فرد درباره توانایی خود برای سازمان دهی و اجرای اقدامات لازم جهت دستیابی به نتایج آموزشی مطلوب اشاره دارد (Bandura, ۱۹۹۷). معلمانی که از سطح بالاتری از کارآمدی برخوردارند، در مواجهه با مشکلات آموزشی پایداری بیشتری نشان می دهند، از راهبردهای تدریس متنوع استفاده می کنند و تعامل موثرتری با دانش آموزان برقرار می سازند. شواهد پژوهشی نشان می دهد که محیط حمایتی مدرسه و رهبری اثربخش مدیران، نقش مهمی در شکل گیری و تقویت این باورهای کارآمدی ایفا می کند (Tschannen-Moran & Hoy, ۲۰۰۱).با وجود تاکید نظری و تجربی بر اهمیت رهبری آموزشی، در زمینه نظام آموزشی ایران، به ویژه در مقطع ابتدایی، پژوهش های منسجم و مبتنی بر مدل های نوین رهبری که به طور هم زمان سبک های مختلف رهبری و ابعاد کارآمدی معلمان را بررسی کرده باشند، همچنان محدود است. بسیاری از مطالعات پیشین یا صرفا بر عملکرد مدیران تمرکز داشته اند یا کارآمدی معلمان را بدون توجه کافی به نقش رهبری مدرسه مورد بررسی قرار داده اند. این خلا پژوهشی ضرورت انجام مطالعه ای هدفمند برای تحلیل تاثیر سبک های رهبری آموزشی بر کارآمدی معلمان دوره ابتدایی را برجسته می سازد.بر این اساس، پژوهش حاضر می کوشد با رویکردی علمی و کاربردی، نقش سبک های مختلف رهبری آموزشی را در تبیین میزان کارآمدی معلمان دوره ابتدایی مورد بررسی قرار دهد. نتایج این پژوهش می تواند افزون بر توسعه ادبیات نظری، زمینه ساز تصمیم گیری های آگاهانه تر در حوزه انتخاب، آموزش و توانمندسازی مدیران مدارس ابتدایی و در نهایت، ارتقای کیفیت آموزش شود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فرزانه رخشانی نسب
کارشناسی زمین شناسی
فاطمه رشیدقاسمی
کارشناسی آموزش ابتدائی
محمد افضل زایی
کارشناسی آموزش ابتدائی
مهدیه صفایی
کارشناسی ارشد زمین شناسی