نقش واسطه ای بازاریابی دیجیتال و ارزش ویژه برند و نقش تعدیل گر آشفتگی تکنولوژیکی در اثربخشی بازاریابی کارآفرینانه بر عملکرد کسب وکارهای کوچک و متوسط در بازارهای نوظهور

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 7

فایل این مقاله در 20 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

ICIMM03_032

تاریخ نمایه سازی: 17 دی 1404

چکیده مقاله:

کسب وکارهای کوچک و متوسط به دلیل نقش محوری در اشتغال زایی و توسعه اقتصادها، ستون فقرات اقتصاد جهانی محسوب می شوند. با این حال، این کسب وکارها در عصر کنونی با بازارهای متلاطم، محدودیت منابع، و رقابت فزاینده و تغییرات سریع تکنولوژیکی روبرو هستند. اتکای مداوم به استراتژی های بازاریابی سنتی که ناکارآمد تلقی می شوند، می تواند بقای آنها را در معرض خطر قرار دهد. بازاریابی کارآفرینانه به عنوان یک سازه استراتژیک کلیدی در تقاطع کارآفرینی و بازاریابی مطرح است که می تواند مزیت رقابتی پایدار را برای کسب و کارهای کوچک و متوسط فراهم کند. اگرچه اجماع فزاینده ای بر تاثیر مثبت و معنادار بازاریابی کارآفرینانه بر عملکرد کسب وکارهای کوچک و متوسط وجود دارد، اما برخی تحقیقات نتایج متناقضی را نشان داده اند؛ این امر ضرورت بررسی عمیق تر مکانیسم های واسطه ای و عوامل اقتضایی را تایید می کند. لذا، هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر بازاریابی کارآفرینانه (با ابعادی چون نوآوری، پیشگامی، خلق ارزش، شدت مشترک، اهرم و پوتین برکشیدن منابع) بر عملکرد کسب وکارهای کوچک و متوسط است. این مطالعه بر اساس مرور ادبیات، یک مدل مفهومی جامع را پیشنهاد می دهد که نقش های واسطه ای بالقوه بازاریابی دیجیتال و ارزش ویژه برند را در رابطه بین بازاریابی کارآفرینانه و عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط و همچنین نقش تعدیل گر آشفتگی تکنولوژیکی را در این رابطه در نظر می گیرد. مرور ادبیات نشان می دهد که اثربخشی بازاریابی کارآفرینانه به شدت به شرایط محیطی وابسته است. تئوری اقتضایی ایجاب می کند که متغیرهای محیطی مانند آشفتگی تکنولوژیکی و شدت رقابت به عنوان عوامل تعدیل گر بررسی شوند تا مرزهای کاربرد موثر بازاریابی کارآفرینانه مشخص گردد. بازاریابی کارآفرینانه از طریق بازاریابی دیجیتال می تواند به بهبود عملکرد کسب و کارهای کوچک و متوسط منجر شود، و ارزش ویژه برند نیز به عنوان یک متغیر واسطه مثبت عمل می کند. نتایج نشان دهنده لزوم آزمون تجربی مدل های واسطه ای جامع برای تسهیل انتقال استراتژی های بازاریابی کارآفرینانه به نتایج عملکردی مطلوب است. برای تحقیقات آتی، توصیه می شود مطالعات طولی برای بررسی تاثیر بلندمدت بازاریابی کارآفرینانه، استفاده از شاخص های عینی عملکرد مالی در کنار معیارهای ذهنی، و بررسی نقش تعدیل گر آشفتگی تکنولوژیکی و شدت رقابت برای توسعه یک تئوری اقتضایی جامع در بازاریابی کارآفرینانه انجام پذیرد. این چارچوب نظری برای درک عمیق تر از مزیت رقابتی پایدار در کسب و کارهای کوچک و متوسط، به ویژه در بافتارهای اقتصادهای نوظهور، حیاتی است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

دلارام دخانچی

دانشجوی دکترای کارآفرینی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران

حسین وظیفه دوست

استاد گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده مدیریت و اقتصاد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات تهران، ایران