تبیین رابطه شکاف نقدینگی و بی ثباتی مالی با تاکید بر چالش های عصر دیجیتال

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CBPME03_026

تاریخ نمایه سازی: 17 دی 1404

چکیده مقاله:

هدف: شکاف نقدینگی به عنوان یک متغیر ساختاری در نظام بانکی، اگرچه لازمه کارکرد واسطه گری مالی است، اما همزمان منشا اصلی ریسک های سیستمیک محسوب می شود. این پژوهش با هدف تبیین مکانیسم پیوند میان «عدم تطابق نقدینگی در سطح بنگاه» و «ثبات مالی در سطح کلان»، تحولات این حوزه را با تاکید بر شواهد پس از بحران مالی ۲۰۰۸ و چالش های عصر دیجیتال بررسی می کند. روش شناسی: این مطالعه از نوع مروری با رویکرد «سنتز مفهومی» است که طی آن مبانی نظری، شواهد تجربی و اسناد سیاستی (شامل گزارش های بازل و IMF) مورد تحلیل و جمع بندی قرار گرفته اند. یافته ها: بررسی مبانی نظری نشان می دهد که عملیات تبدیل سررسید، بانک ها را ذاتا در برابر هجوم سپرده گذاران آسیب پذیر کرده و ناترازی نقدینگی از طریق دو کانال اصلی «ارتباطات بین بانکی» و «فروش اضطراری دارایی ها» به سایر اجزای سیستم سرایت می کند. مرور شواهد تجربی حاکی از آن است که بحران ۲۰۰۸ عمدتا ناشی از اتکای بیش ازحد به «تامین مالی عمده فروشی کوتاه مدت» بود؛ حال آنکه ورشکستگی های ۲۰۲۳ (مانند بانک سیلیکون ولی) پارادایم جدیدی تحت عنوان «هجوم بانکی دیجیتال» را آشکار کرده اند که در آن سرعت خروج منابع، فرصت مداخله را از تنظیم گر سلب می کند. نتیجه گیری: اگرچه استقرار ابزارهای احتیاطی کلان بازل ۳ (نظیر LCR و NSFR) تاب آوری شبکه بانکی را ارتقا داده است، اما این ابزارها با محدود کردن خلق نقدینگی می توانند بر سودآوری اثر منفی بگذارند. بنابراین، تضمین ثبات مالی پایدار نیازمند گذار از رویکرد واکنشی به رویکرد پیشگیرانه، «یکپارچگی سیاست های پولی و احتیاطی» و تدوین مقرراتی سازگار با سرعت تحولات دیجیتال است.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

مهزاد شاکری مقدم

دانشکده مهندسی صنایع و سیستم ها، مدیریت سیستم و بهره وری، دانشگاه تربیت مدرس

پرستو محمدی

استادیار دانشکده مهندسی صنایع و سیستم ها، مدیریت سیستم و بهره وری، دانشگاه تربیت مدرس