بازشناسی جلوه های جلال معلم و معلمی جلال در شخصیت معلمانه آل احمد

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 28

فایل این مقاله در 28 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_HISS-7-82_021

تاریخ نمایه سازی: 16 دی 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد ناآشکار شخصیت جلال آل احمد، یعنی «جلال معلم»، و تحلیل جلوه های معلمی در آثار، رفتار و زیست فکری او انجام شده است. اگرچه جلال بیشتر با چهره نویسنده، منتقد اجتماعی و روشنفکر شناخته می شود، اما تجربه معلمی او و نگاه ویژه اش به آموزش، بخش مهمی از هویت فکری او را شکل داده است. این مقاله می کوشد نشان دهد که چگونه معلمی برای جلال نه یک شغل، بلکه نوعی ایستادن در برابر فرسایش اجتماعی، نوعی مسئولیت پذیری فرهنگی و نوعی مشارکت در ساختن آینده بوده است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تفسیری است. داده ها از طریق مطالعه آثار مکتوب جلال، نامه ها، خاطرات، گزارش های او از مدرسه و آموزش، و نیز بررسی روایت های هم دوره ای ها و شاگردانش گردآوری شده اند. سپس این داده ها در چهار محور اصلی تحلیل شده اند: ۱) معلمی به مثابه کنش اجتماعی، ۲) معلمی به مثابه مقاومت فرهنگی، ۳) معلمی به مثابه تربیت انسان پرسشگر، و ۴) معلمی به مثابه زیست روزمره در دل کمبودها و نادیده گرفته شدن ها. یافته های پژوهش نشان می دهد که جلال آل احمد، برخلاف تصور رایج، معلمی را نه یک مرحله گذرا، بلکه بخشی جدایی ناپذیر از رسالت روشنفکری خود می دانست. او به همان نسبت جدیت در نوشتن، در کار مدرسه و معلمی جدی و درگیر بود. رویکرد او به معلم و معلمی، نگاهی از درون بود؛برای او معلمی نه «تابلو» که «چراغ» بود؛ و معلم همان کسی بود که باید "درست دیدن" بیاموزد، نه این که دیده شود. یافته ها نشان می دهد که جلال در تجربه معلمی خود سه اصل را پیوسته برجسته می کرد: ۱) راست گویی و صداقت در آموزش؛ معلم باید حقیقت را بی پرده بگوید، حتی اگر خوشایند نباشد. ۲) پرورش توان پرسشگری؛ او معتقد بود شاگرد باید یاد بگیرد فکر کند، نه فقط حفظ کند. ۳) ایستادگی در دل کمبودها؛ جلال معلم را کسی می دانست که هم از دل نداشته ها، امکان می سازد و هم از دل بی مهری ها، معنا اولید می کندنتیجه پژوهش نشان می دهد که «جلال معلم» چهره ای کمتر شناخته شده اما بسیار اثرگذار است. معلمی برای او نه فقط انتقال دانش، بلکه نوعی مشارکت در ساختن جامعه ای آگاه تر و مقاوم تر بود. این مقاله نشان می دهد که فهم جلال بدون فهم تجربه معلمی او ناقص است؛ زیرا بسیاری از حساسیت ها، نقدها و دغدغه های اجتماعی او ریشه در همین مواجهه روزمره او با مدرسه، دانش آموز، کمبود امکانات و بی توجهی ساختاری دارد. پژوهش نتیجه می گیرد که بازخوانی جلوه های معلمی جلال می تواند الهام بخش بازتعریف نقش معلم در جامعه امروز باشد؛ نقشی که همچنان نیازمند بی نیازی، صداقت، کفایت، اخلاص، درستکاری، رضایتمندی و رشد متوازن نامتوقف است.

نویسندگان

علی بهادری

استادیار دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران