تربیت بدنی و نقش آن در پیشگیری از بیماری های مزمن
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 20
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
RRCONF01_2910
تاریخ نمایه سازی: 16 دی 1404
چکیده مقاله:
بیماری های مزمن غیرواگیر (NCDs) نظیر بیماری های قلبی-عروقی، دیابت نوع ۲، انواع سرطان، بیماری های تنفسی مزمن و اختلالات اسکلتی-عضلانی، امروزه به عنوان چالش اصلی سلامت عمومی در سطح جهان مطرح هستند و مسئول بخش عمده ای از مرگ و میر، کاهش امید به زندگی سالم و بار اقتصادی جهانی به شمار می روند. اپیدمیولوژی جهانی نشان می دهد که علیرغم پیشرفت های چشمگیر در حوزه پزشکی مداخله ای، ریشه های اصلی این بیماری ها در سبک زندگی مدرن، به ویژه کم تحرکی مزمن (Sedentary Lifestyle) و سوءتغذیه، نهفته است. در این میان، تربیت بدنی (Physical Education) و فعالیت بدنی منظم به عنوان یکی از قوی ترین ابزارهای پیشگیری اولیه و ثانویه، نه تنها در کاهش ریسک فاکتورهای شناخته شده، بلکه در ارتقاء سلامت کلیت نگر افراد در طول عمر مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی، با هدف بررسی جامع نقش حیاتی تربیت بدنی در پیشگیری، مدیریت و کاهش شیوع بیماری های مزمن اصلی، شامل بیماری های قلبی-عروقی، دیابت نوع ۲، چاقی، فشار خون بالا، برخی سرطان ها، پوکی استخوان و همچنین اختلالات روانی مرتبط، سازماندهی شده است. ساختار تحلیلی این بررسی بر تلاقی ابعاد فردی (فیزیولوژیک، متابولیک، روان شناختی)، اجتماعی (سرمایه اجتماعی، انسجام جمعی)، آموزشی (سواد سلامت، ادغام در برنامه درسی) و ساختارهای نظام سلامت (سیاست گذاری، زیرساخت ها) متمرکز است. از منظر فیزیولوژیک، سازوکارهای پیچیده تاثیر فعالیت بدنی بر بهبود عملکرد اندوتلیال، افزایش حساسیت به انسولین، تعدیل پروفایل لیپیدی، کاهش استرس اکسیداتیو و التهاب مزمن سطح پایین (Low-grade Chronic Inflammation) مورد کندوکاو قرار می گیرد. به طور خاص، تمرینات هوازی و مقاومتی به عنوان مداخلاتی اثبات شده در تنظیم متابولیسم گلوکز و چربی ها مطرح می شوند که مستقیما با پاتوفیزیولوژی دیابت نوع ۲ و آترواسکلروز مقابله می کنند. در بعد روان شناختی، نقش تعدیل کننده ورزش بر محور HPA (Hypothalamic-Pituitary-Adrenal) و ترشح نوروترانسمیترهایی نظیر سروتونین و دوپامین، که در مدیریت اضطراب، افسردگی و بهبود عملکرد شناختی موثر است، تحلیل می شود. تحلیل ابعاد اجتماعی نشان می دهد که مشارکت در فعالیت های گروهی ورزشی، نه تنها انگیزه را افزایش داده و پایبندی به برنامه ورزشی را تقویت می کند، بلکه با تقویت شبکه حمایت اجتماعی، خودکارآمدی فرد در حفظ سبک زندگی سالم را نیز بالا می برد. در حوزه آموزش، تمرکز بر تربیت بدنی نوین فراتر از صرفا فعالیت جسمانی، به سمت توانمندسازی دانش آموزان برای دستیابی به سواد سلامت فیزیکی (Physical Literacy) و اتخاذ تصمیمات آگاهانه در طول زندگی معطوف است. این رویکرد نیازمند بازنگری در برنامه های درسی ملی و تخصیص منابع کافی برای تضمین دسترسی عادلانه به محیط های ایمن و تسهیلات ورزشی است. نتایج مورد انتظار این بررسی تاکید مجدد بر این فرضیه است که سرمایه گذاری نظام مند در تربیت بدنی به عنوان یک استراتژی سلامت عمومی، بازدهی بسیار بالایی در کاهش بار بیماری ها، کاهش هزینه های درمانی بلندمدت و افزایش کیفیت زندگی شهروندان خواهد داشت. implication اصلی این پژوهش برای سیاست گذاران، ترویج تربیت بدنی به عنوان یک مداخله اساسی، نه صرفا یک فعالیت تفریحی، و ادغام آن در استراتژی های پیشگیری از NCDs در سطوح مختلف مراقبت های بهداشتی است. در نهایت، این مطالعه بر شکاف های موجود در پژوهش های بومی در زمینه سنجش اثرات بلندمدت برنامه های تربیت بدنی بر جمعیت های خاص تاکید کرده و مسیرهای آتی تحقیق را ترسیم می نماید.
کلیدواژه ها:
بیماری های مزمن غیرواگیر ، تربیت بدنی ، فعالیت بدنی منظم ، پیشگیری اولیه ، سلامت عمومی ، سواد سلامت فیزیکی ، اپیدمیولوژی ، متابولیسم ، دیابت نوع ۲ ، بیماری های قلبی-عروقی
نویسندگان
ماندانا رضایی
کارشناسی تربیت بدنی