تحلیل تطبیقی آموزش مجازی و حضوری در نظام آموزشی ایران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 18
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_753
تاریخ نمایه سازی: 16 دی 1404
چکیده مقاله:
در دهه های اخیر، نظام های آموزشی در سراسر جهان با تحولات گسترده ای مواجه شده اند که بخش عمده ای از آن ناشی از پیشرفت های فناورانه و گسترش ابزارهای دیجیتال بوده است. در ایران نیز، به ویژه پس از شیوع ویروس کرونا، آموزش مجازی به عنوان جایگزینی برای آموزش حضوری در بسیاری از مقاطع تحصیلی مورد استفاده قرار گرفت. این تغییر ناگهانی و گسترده، فرصت مناسبی برای بررسی و مقایسه اثربخشی، کارآمدی، و چالش های هر دو شیوه آموزشی فراهم آورد. آموزش حضوری که سال ها به عنوان الگوی غالب در نظام آموزشی ایران شناخته می شد، دارای ویژگی هایی چون تعامل مستقیم، نظم ساختاریافته، و امکان ارزیابی دقیق تر عملکرد دانش آموزان است. در مقابل، آموزش مجازی با بهره گیری از فناوری های نوین، امکان دسترسی گسترده تر، انعطاف پذیری زمانی و مکانی، و کاهش هزینه های آموزشی را فراهم می آورد، اما در عین حال با چالش هایی نظیر ضعف در تعامل انسانی، نیاز به زیرساخت های فنی مناسب، و نابرابری در دسترسی به اینترنت و ابزارهای دیجیتال مواجه است.در این مقاله، با رویکردی تطبیقی و تحلیلی، تلاش شده است تا با بهره گیری از منابع علمی معتبر داخلی و بین المللی، مزایا و معایب آموزش مجازی و حضوری در نظام آموزشی ایران مورد بررسی قرار گیرد. داده های به دست آمده از پژوهش های پیشین، گزارش های رسمی نهادهای آموزشی، و مطالعات میدانی نشان می دهند که هیچ یک از این دو شیوه به تنهایی پاسخ گوی تمامی نیازهای آموزشی نیستند. آموزش حضوری در تقویت مهارت های اجتماعی، ایجاد انگیزه، و یادگیری عمیق تر موثرتر عمل می کند، در حالی که آموزش مجازی در شرایط بحرانی مانند همه گیری ها، مناطق محروم، و برای گروه های خاص (مانند شاغلان یا افراد دارای محدودیت جسمی) کارآمدتر است. همچنین، تحلیل داده ها نشان می دهد که کیفیت آموزش مجازی به شدت وابسته به طراحی آموزشی، توانمندی معلمان در استفاده از فناوری، و میزان مشارکت فعال دانش آموزان است. در نتیجه، نمی توان به صورت مطلق یکی از این دو شیوه را برتر دانست، بلکه باید به دنبال راهکارهایی برای ترکیب بهینه آن ها بود.در پایان، مقاله بر ضرورت بازنگری در سیاست های آموزشی کشور تاکید دارد و پیشنهاد می دهد که با توسعه آموزش ترکیبی (Blended Learning)که تلفیقی از آموزش حضوری و مجازی است، می توان از مزایای هر دو شیوه بهره مند شد. این رویکرد مستلزم سرمایه گذاری در زیرساخت های فناوری اطلاعات، آموزش معلمان برای بهره گیری از ابزارهای دیجیتال، تدوین محتوای آموزشی متناسب با فضای مجازی، و طراحی نظام ارزیابی دقیق و منصفانه است. همچنین، توجه به عدالت آموزشی و فراهم سازی دسترسی برابر برای همه دانش آموزان، به ویژه در مناطق محروم، از الزامات اساسی موفقیت این رویکرد است. در نهایت، این مقاله با ارائه پیشنهادهایی کاربردی، تلاش دارد تا گامی موثر در جهت ارتقای کیفیت آموزش در ایران بردارد و زمینه ساز تصمیم گیری های آگاهانه در حوزه سیاست گذاری آموزشی باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
کرامت قلندرزهی ریگی
گروه مدیریت، واحد خاش، دانشگاه آزاد اسلامی، خاش، ایران
ستاره کردی تودزیل
گروه آموزش و پرورش ابتدایی، واحد خاش، دانشگاه آزاد اسلامی، خاش، ایران