امکان سنجی «تقنین اسلامی» در پرتو «تعامل گرایی» قانون و شریعت
محل انتشار: فصلنامه دین و قانون، دوره: 13، شماره: 48
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 11
فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_QJRL-13-48_001
تاریخ نمایه سازی: 15 دی 1404
چکیده مقاله:
از اواسط قرن سیزدهم خورشیدی و با شروع نهضت «قانونگرایی» در ایران و به تبع آن ورود کلیدواژگان «نمایندگی»، «رای»، «قانون» و «مشروطیت» به مباحث و گفتگوهای دینپژوهی؛ دو طیف فکری «مشروعهخواه» و «مشروطهطلبان اثباتگرای مدرن» به لحاظ برخورداری از پیشینه، خاستگاه و مبانی نظری متفاوت و به دلیل برداشت خاص از محتوای واژگان مذکور، با «تقنین اسلامی» میانه خوبی نداشته اند. طیف مشروعهخواه، شریعت را کافی دانسته و مشروعیتی برای قانون گذاری قائل نبودند و مشروطهطلبان اثباتگرای مدرن، قانون گذاری مبتنی بر شریعت و «تقنین اسلامی» را امری متناقض معرفی کرده و گفته اند که «تقنین اسلامی» با هر قرائتی که از قانون ارائه شود، پارادوکسیکال خواهد بود. شایان ذکر است، اگرچه در نظام جمهوری اسلامی ایران، با پذیرش مفهوم قانون، قوه مقننه و اعمال آن از طریق ساختارهایی همچون انتخابات، همهپرسی، مجلس شورای اسلامی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای نگهبان این تناقض در مرحله عمل تا حد زیادی رفع شده است، اما در ساحت نظر، همچنان مناقشاتی مطرح میشود که حاکی از ضرورت تاملات و اندیشه ورزی ها در این حوزه است. اکنون، پرسش اصلی نوشتار این است که چگونه می توان از طریق تعاملگرایی، سوءبرداشت ها درباره تقابل قانون و شریعت را به هم زیستی آنها و تحقق «تقنین اسلامی» بدل ساخت؟ پژوهش با روش توصیفی و تحلیل «کیفی - انتقادی» سامان یافته است. یعنی در کنار توصیفهای بکار رفته، تحلیلها و نقدها در چارچوب فهم معانی و بار نظری مربوط به آن و با رویکرد فهم تغییرات متحول قانون و شریعت و پیشبینی رویدادهای ناظر بر مقاصد شریعت و قانون انجام گرفته است و در نهایت، فرایند پژوهش منجر به اثبات این نتیجه گردید که ریشه بنیادین رهیافتهای ناظر بر تنافر «قانون و شریعت»؛ تفسیر قانون به مثابه مفهومی صددرصد پوزیتیویستی و مفروض گرفتن قوانین به عنوان آخرین دستاوردهای قطعی و تخلفناپذیر و بیان آمیخته با آب وتاب فرضیات و نظریات قابل ابطال پیرامون آن است که منجر به سوءبرداشت ها شده است؛ لذا تعاملگرایی یا همان رویکرد «سازگاری» با تکیه بر همگونی در کارکردها و تلقی امر حقوقی به مثابه امری تفسیری و تبیین قانون با رهیافت های غیر پوزیتیویستی به مثابه یک مفهوم اجتماعی قابل تفسیر؛ و از سوی دیگر نگرش به شریعت از منظر «غایتگرایی» و مقاصد شریعت؛ دو مفهوم «قانون» و «شریعت» را به یک سامانه همسو سوق خواهد داد که نتیجه آن امکان تحقق «تقنین اسلامی» از مسیر تعامل قانون و شریعت خواهد بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ابراهیم موسی زاده
استاد گروه حقوق عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران