روش شناسی یا فرونسیولوژی: فهم رویکرد فرونتیک در پژوهشهای علوم انسانی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 19

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_RHYFT-34-4_003

تاریخ نمایه سازی: 14 دی 1404

چکیده مقاله:

روش شناسی ابزاری مهم در هر پژوهشی اعم از علوم انسانی و اجتماعی و همچنین علوم پایه و طبیعی است. اگرچه در روش شناسی پژوهشی، علوم انسانی بیشتر دنباله رو علوم طبیعی بوده است، اما هر چه به جلو پیش رفتیم، علوم انسانی و اجتماعی تلاش کرده است تا روش شناسی خاص خود را دنبال کند. بدین منظور رویکردهای روش شناسی مختلفی در حوزه علوم انسانی و اجتماعی پیشنهاد شده است تا بتوان با استفاده از آنها نتایج پربارتری گرفت. اما آیا این روش شناسی ها توانسته است نتایج مشخص و بهتری را در پی داشته باشد؟ آیا روش شناسی های جدید می تواند مسائل اجتماعی را به خوبی مسائل طبیعی حل کند؟ در علوم انسانی و اجتماعی که هدف غائی از پژوهش بهبود کیفیت زندگی و رفاه و بهزیستی فردی و جمعی است؛ کدام روش شناسی توانسته است آن را محقق سازد؟ در پژوهش حاضر تلاش شده است با تاکید ویژه بر حکمت عملی (فرونسیس) ارسطو، روش شناسی متکی بر آن شرح داده شود. فرونسیس یکی از پنج فضیلت عقلانی ارسطو است که آن را مقدم بر دیگر فضیلت ها دانسته است. در تحقیق مبتنی بر فرونسیس ارسطو به طور ویژه تاکید بر زمینه و بستری است که مسائل آن باید در آنجا حل و فصل شوند. مسئله محور بودن پژوهش، اساس این رویکرد را بنیان می نهد؛ یعنی رویکرد فرونسیس در پژوهش معتقد است به جای روش محور بودن باید بر مسئله تمرکز کرد و متناسب با آن روش را انتخاب کرد. به عبارتی، در رویکرد حکمت بنیان که مبتنی بر فرونسیس ارسطو است، نزدیک شدن به واقعیت به منظور حل مسئله بر نوع روش ارجحیت دارد. . رویکرد فرونتیک یا روش شناسی پراکسیس محوری در پژوهش که توسط فلایبرگ در تحقیق برنامه ریزی فرونتیک مطرح شده است بر اساس این چارچوب شکل گرفته است. این پژوهش تلاش کرده است فرونسیولوژی را به جای روش شناسی یا حتی روش شناسی فرونسیولوژی در علوم انسانی و اجتماعی معرفی کند.

نویسندگان

مرتضی مرادی

دانشیار گروه مدیریت دولتی، دانشکده مدیریت، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران