بررسی نقش بالقوه روانشناسی علم در حوزه میان رشته ای سیاست علم

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 20

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_RHYFT-34-4_004

تاریخ نمایه سازی: 14 دی 1404

چکیده مقاله:

سیاست علم و فناوری بطور معمول به عنوان یک حوزه میان رشته ای شناخته می شود؛ همچون تقاطعی از علوم اجتماعی مختلف. با این حال به نظر می رسد تعدادی از دیسیپلین ها درون خانواده علوم اجتماعی هستند که تاکنون فرصت بیشتری داشته اند برای این که توانایی های بالقوه خود را در این حوزه میان رشته ای به نمایش بگذارند و ثابت کنند.روانشناسی علم عضوی نوپا و کمتر توسعه یافته از خانواده مطالعات علم بشمار می رود. این عضو جدید اما بشکل روزافزونی در حال رشد و تبدیل شدن به یک حوزه علمی خوش آتیه می باشد. بعد از بازخوانی مختصری از این عضو در حال ظهور روانشناسی در این مقاله، استدلال می کنیم که روانشناسی علم می بایست به درون مجموعه علوم اجتماعی که حوزه میان رشته ای سیاست علم را تشکیل می دهند، فراخوانده شود. پس از بحث در خصوص موضوع کلاسیک اختصاص منابع، تلاش می کنیم نشان بدهیم مفهوم پردازی روانشناختی این مساله تا چه حد پر بار و حاصلخیز خواهد بود. علاوه بر این، از یک منظر روانشناسانه به نفع یک ایده واقعگرایانه تر از علم استدلال خواهیم کرد؛ ایده ای که مکمل مفهوم موجود علم در سیاست علم موجود خواهد بود. مدیریت رفتار جمعی علم در یک کشور، مشتمل بر کمیت و کیفیت تولید علمی، می تواند با اضافه کردن یک فهم نظام مند از متغیرهای زیست شناختی، توسعه ای، شناختی، شخصیتی و اجتماعی که رفتار علمی را تحت تاثیر قرار می دهند ارتقا پیدا کند. روش های درون نگرانه و مشارکتی در روانشناسی می تواند به تحقیقات آماری و عینی بر روی علم امکان فهم و تفسیر محیط درونی علم را آنچنان که هست اضافه کند. این به نوبه خود می تواند سیاستگذاران را با نوعی محافظه کاری تجهیز کند که می تواند در برابر امواج دوره ای تغییرات رادیکال مفید باشد.

نویسندگان

آرش موسوی

استادیار سیاست گذاری علم و فناوری ،موسسه تحقیقات سیاست علمی کشور، تهران، ایران