مدل ساختاری نقش میانجی جهت گیری منفی به مشکل دررابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی با نشانه های اختلال اضطراب فراگیردردانشجویان موسسه آموزش عالی میزان تبریز
محل انتشار: مجله سلامت روان در مدرسه، دوره: 3، شماره: 4
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 15
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JMHS-3-4_001
تاریخ نمایه سازی: 14 دی 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش با هدف بررسی مدل ساختاری نقش میانجی جهت گیری منفی به مشکل در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی با نشانه های اختلال اضطراب فراگیر در دانشجویان موسسه آموزش عالی میزان تبریز انجام شد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات توصیفی-همبستگی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانشجویان موسسه آموزش عالی میزان تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود. نمونه آماری شامل ۳۰۰ نفر بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل مقیاس اضطراب فراگیر (۷-GAD)، پرسشنامه تجارب آزاردهنده دوران کودکی (CTQ) و پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مشکل (NPOQ) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و تحلیل معادلات ساختاری در برنامه های SPSS نسخه ۲۶ و AMOS نسخه ۲۱ انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که تجارب آسیب زا ۹/۱۸ درصد از تغییرات جهت گیری منفی و همراه با آن۳/۴۲ درصد از تغییرات اختلال اضطراب فراگیر را پیش بینی می کند. اثر مستقیم آسیب های کودکی بر اضطراب فراگیر(۳۶۵/۰β=) و جهت گیری منفی(۴۳۵/۰β=) معنادار بود. همچنین جهت گیری منفی به مشکل با ضریب ۴۰۳/۰ به طور مستقیم بر اضطراب فراگیر تاثیرگذار است و نقش میانجی آن با ضریب ۱۷۵/۰ تایید شد. با توجه به یافته ها می توان مطرح ساخت که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم و از طریق میانجی گری جهت گیری منفی به مشکل، نقش مهمی در افزایش نشانه های اختلال اضطراب فراگیر دارد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
مهرداد ساسانی
استادیار گروه روانشناسی موسسه آموزش عالی میزان
لیلا علی اصغری
دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی عمومی، موسسه آموزش عالی میزان، تبریز، ایران
شروین محمدی
استادیار گروه روانشناسی ، موسسه آموزش عالی میزان، تبریز، ایران.