بررسی اثربخشی یادگیری معکوس بر خودراهبری یادگیری و انگیزش درونی دانش آموزان دوره ی دوم ابتدایی

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 33

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JMHS-3-4_004

تاریخ نمایه سازی: 14 دی 1404

چکیده مقاله:

پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثرگذاری آموزش با رویکرد یادگیری معکوس بر خودراهبری یادگیری و انگیزش درونی دانش آموزان دوره ی دوم مقطع ابتدایی انجام گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناسی نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل دانش آموزان دوره دوم ابتدایی منطقه ۱۵ شهر تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴، به تعداد۱۲۶۸۸ نفر بود. تعداد ۸۶ نفر به صورت در دسترس در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت ۱۰ هفته تحت آموزش با رویکرد یادگیری معکوس قرارگرفت، درحالی که گروه کنترل آموزش سنتی دریافت کرد. از هرگروه ۲۰ دانش آموز به صورت تصادفی انتخاب گردید. پژوهش شامل پرسشنامه ی استاندارد خودراهبری یادگیری ویلیامسون(۲۰۰۷) و انگیزش پیشرفت لپر (۲۰۰۵) بود. نتایج نشان داد که پس از کنترل اثر پیش آزمون، بین گروه های آزمایش و کنترل، از لحاظ متغیرهای خودراهبری یادگیری (F=۴/۹۵۲,p=۰/۰۴۷) و انگیزش درونی (F=۵/۸۴۴,p=۰/۰۲۱)تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر، آموزش با رویکرد یادگیری معکوس به طور معناداری منجر به بهبود ۱۸درصدی توانایی خودراهبری یادگیری و افزایش ۳۲ درصدی انگیزش درونی در گروه آزمایش شده است. با توجه به یافته ی پژوهش، استفاده از این رویکرد آموزشی می تواند به عنوان یک راهبرد موثر در ارتقای کیفیت آموزشی و پرورش یادگیرندگان در دوره ی ابتدایی مورد توجه قرار گیرد.

نویسندگان

پروین خیاط غیاثی

استادیار گروه روان شناسی،دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران

فاطمه خرسند

کارشناسی ارشد روان شناسی تربیتی، دانشگاه فرهنگیان، پردیس نسیبه، تهران، ایران