بررسی مقلدان نظامی در سرودن منظومه لیلی و مجنون

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 74

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RVCONF06_931

تاریخ نمایه سازی: 14 دی 1404

چکیده مقاله:

منظومه «لیلی و مجنون» نظامی گنجوی از برجسته ترین و تاثیرگذارترین نمونه های مثنوی عاشقانه در ادب فارسی است که به واسطه انسجام روایی، عمق عاطفی، زبان تصویری و پیوند سنجیده عشق زمینی با مفاهیم اخلاقی و عرفانی، به الگویی معیار برای شاعران پس از خود بدل شده است. جایگاه ممتاز این اثر در سنت داستان پردازی منظوم سبب شد که در دوره های مختلف، شاعران متعددی با سرودن منظومه هایی هم نام یا هم موضوع، به تقلید، استقبال یا نظیره پردازی از آن روی آورند و بدین ترتیب، سنتی پایدار در پیرامون داستان لیلی و مجنون شکل گیرد (خلوصی، ۱۳۷۹).پژوهش حاضر با هدف بررسی شیوه ها و الگوهای تقلید از نظامی در سرودن منظومه های لیلی و مجنون، به مطالعه تطبیقی آثار برجسته ترین مقلدان وی، از جمله امیرخسرو دهلوی، جامی، مکتبی شیرازی و هاتفی، می پردازد. تمرکز اصلی پژوهش بر تبیین میزان وفاداری این شاعران به ساختار روایی و عناصر بنیادین داستان نظامی و نیز شناسایی وجوه نوآوری و دگرگونی در بازآفرینی روایت است. روش تحقیق توصیفی–تحلیلی و مبتنی بر رویکرد تطبیقی است و داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و تحلیل متن منظومه ها گردآوری شده اند (ذوالفقاری، ۱۳۸۸).در فرایند تحلیل، مولفه هایی همچون طرح کلی داستان، شخصیت پردازی لیلی و مجنون، تفسیر مفهوم عشق عذری، زبان و تصویرپردازی، ساختار تحمیدیه ها و کارکردهای اخلاقی و عرفانی آثار بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مقلدان نظامی، اگرچه در کلیت روایت و ترتیب رخدادهای اصلی تا حد زیادی به متن مبدا وفادار مانده اند، اما در سطوح معنایی و سبکی، تغییراتی متناسب با گرایش های فکری، ذوق ادبی و شرایط فرهنگی–اجتماعی عصر خود ایجاد کرده اند (کرمی و آذرمکان، ۱۳۸۷). این تغییرات به ویژه در نحوه تبیین عشق، برجسته سازی جنبه های عرفانی یا اخلاقی داستان و شیوه های تصویرپردازی زبانی نمود یافته است (زارع جیرهنده و محسنی، ۱۳۹۶؛ آقاحسینی، ۱۳۹۵).بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که تقلید از نظامی در منظومه های لیلی و مجنون پس از او، غالبا از سطح بازگویی صرف فراتر رفته و به نوعی بازآفرینی خلاقانه انجامیده است؛ بازآفرینی ای که ضمن حفظ استخوان بندی روایت نظامی، به گسترش افق های معنایی و هنری این داستان در سنت ادبی فارسی یاری رسانده است (میرهاشمی، ۱۳۸۴؛ وفایی، ۱۳۸۲).

نویسندگان

مهسا اسدی

کارشناسی رشته آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید باهنر شیراز، دبیر

لیدا تیموری

کارشناسی رشته آموزش زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فرهنگیان پردیس شهید باهنر شیراز، دبیر