بررسی مفهوم روانکاوی لکانی در بنیان استعلایی ذهن
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33
فایل این مقاله در 8 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ICRHEMA03_209
تاریخ نمایه سازی: 12 دی 1404
چکیده مقاله:
در این مقاله در سه بدنه ی هستی شناسی، شناخت شناسی، روش شناسی به ماهیت امر روانی لکان و ارتباط آن با بنیان استعلایی ذهن، مبحث خود و چیستی آگاهی می پردازیم. در هستی شناسی امر روانی لکان مفهوم ناخودآگاه به ایده ای که از زبان و عملکرد آن داریم بستگی دارد. این تصور از زبان خود وابسته به مفهوم ناخودآگاه است. کشف فروید را نمی توان به بیرون انداختن خودآگاه و انعکاس از جایگاه اصلی آنها در رفتار با انسان ها تقلیل داد، و نه به در نظر گرفتن ابعاد پدیده های ناخودآگاه در رفتار. این مبتنی بر این واقعیت است که ناخودآگاه به قوانین دقیق پاسخ می دهد، که می توان آن ها را جدا کرد، و منطق خاص خود را دارد که به سختی ریاضیات است. این قوانین همان هایی هستند که فروید در تعبیر خواب ها، اعمال شکست خورده و در تحلیل شوخ طبعی ها جدا می کند. این ها جابجایی و تراکم هستند. به این قوانین که فروید فراتر یا کمتر از بعد معنایی که به پدیده های ناخودآگاه نسبت داده می شود، شناسایی کرده است، لاکان با نشان دادن اینکه آنها قوانین زبان و گفتار هستند، دامنه واقعی آنها را ارائه می دهد. ساختارهایی که فروید در مکانیسم های ناخودآگاه شناسایی کرده است همان ساختارهایی هستند که زبان را سفارش می دهند. که در هستی شناسی ناخودآگاه ساختاری این امر دشواری رسیدن به مفاهیم پایه مطرح می گردد، به همین دلیل، لاکان توانست بگوید که ناخودآگاه مانند یک زبان ساختار یافته است. ناخودآگاه، در این لحظه از آموزش لاکان، مانند زبانی است که توسط سوسور کشف شده است. کشف زبان شناسی ساختاری فردیناند دو سوسور و رومن یاکوبسون توسط لاکان است که به او اجازه می دهد تا تمام دامنه آن را به ناخودآگاه فرویدی، با بعد رسوایی اش بازگرداند. کشف ناخودآگاه توسط فروید و از سرگیری آن توسط لاکان عمیقا تصوری را که می توانیم از زبان و روابط آن با هستی داشته باشیم تغییر می دهد. دیگر وجود اصلی نیست، بلکه زبان است تا آنجا که موضوع را قبل از هر داستان، هر رویداد و هر واقعیتی تعیین می کند. سوژه با از دست دادن بخشی از وجود، حتی قبل از تولدش، تقسیم می شود. ناخودآگاه بیان خود مخزن دانشی است که بدون ما بر ما اثر می گذارد. ما نمی دانیم و ما مسئول کامل این دانش هستیم که بدون اطلاع ما ما را راهنمایی و هدایت می کند. در این مرحله اول از آموزش لاکان، آنچه موضوع از آن شکایت می کند در ساختار زبان، در پاسخ به این که «یعنی چه؟» حل می شود. معنا، برتری جنسی است و انگیزه بین میل و تقاضا سازگاری پیدا می کند. در خطاب به دیگری است که آزمودنی می تواند پاسخ به آنچه او را خجالت زده و رنج می برد پیدا کند. همین بس که این دیگری جلوی آشکار شدن حقیقت را نگیرد. پس سوژه باید این موقعیت را به خود بگیرد که آن را در بعد معنا و دلالت قرار می دهد و در عین حال بازی میل را که بین دال ها جریان دارد حفظ می کند. در مبانی هستی شناسی نکته ای که در ابتدا به آن اشاره خواهیم کرد این است که لکان مفاهیم فلسفی را رد و انکار می کرد و حتی در مطالعات و آزمون های روانشناسی خود نه جایی برای مقولات نفسانی می گذاشت و نه برای سیستم اعصاب مرکزی. از این منظر مطالعات او تنها رابطه محرک و پاسخ و پیچیدگی های آن بود که ابتدا پاولف مطرح کرده بود.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
سحر صنیعی
استاد یار دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات