نقش سبکهای دلبستگی و سبکهای اسنادی در پیش بینی اختلالات رفتاری برونی سازی شده با واسطه گری کارکردهای اجرایی در دانش آموزان
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 19
فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PSCONF11_0630
تاریخ نمایه سازی: 12 دی 1404
چکیده مقاله:
هدف اصلی این پایان نامه تعیین نقش سبک های دلبستگی و سبک های اسنادی در پیش بینی اختلالات رفتاری برونی سازی شده با واسطه گری کارکردهای اجرایی در دانش آموزان دختر مقطع اول متوسطه می باشد. روش اجرای این پژوهش، توصیفی (غیر آزمایشی) و طرح پژوهش از نوع طرحهای همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر پیرانشهر در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود که تعداد آنها برابر با ۶۲۲۳ نفر است که با استفاده از فرمول کوکران در این پژوهش حجم نمونه برابر با ۳۶۲ نفر بود. پس از جمع آوری پرسش نامه تعداد زیادی پرسشنامه پرت و ناخوانا وجود داشت که بعد از جداسازی آنها برای تحلیل نهایی تعداد ۳۰۰ پرسش نامه به عنوان حجم نمونه انتخاب شد شیوه نمونه گیری در این پژوهش به صورت تصادفی ساده است روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای بود ابزار پژوهش پرسشنامه سبک های اسنادی سلیکمن(۱۹۸۳) پرسشنامه سبک دلبستگی کولینز و رید(۱۹۹۰) پرسشنامه کارکردهای اجرایی کولیج؛ ۲۰۰۲) پرسشنامه نافرمانی مقابلهای هاشمی و همکاران (۱۳۸۷) بود. نتایج نشان داد که با توجه به نتایج مشاهده شد که اثر غیرمستقیم سبکهای دلبستگی ،ایمن) دوسوگرا و (اجتنابی و سبکهای اسنادی مثبت و منفی از طریق کارکردهای اجرایی حافظه بر اختلال نافرمانی مقابلهای معنادار میباشد چراکه ضرایب استاندارد برآورد شده در مسیر غیر مستقیم در سطوح معناداری مشاهده شده کوچکتر از ۰/۰۵ میباشد همچنین با توجه به این که فواصل اطمینان موردنظر با توجه به حدود پایین و بالای ذکر شده عدد صفر را در برنمی گیرد بنابراین روابط غیر مستقیم معنادار می.باشد پس با اطمینان ۰/۹۵ میتوان ادعا کرد که سبکهای دلبستگی و سبکهای اسنادی توان پیش بینی اختلالات رفتاری برونی سازی شده با واسطه گری کارکردهای اجرایی در دانش آموزان مقطع اول متوسطه را دارد. با توجه به ،نتایج سبکهای دلبستگی و سبکهای اسنادی میتوانند به طور موثری اختلالات رفتاری برونی سازی شده را از طریق کارکردهای
کلیدواژه ها:
نویسندگان
ناصر نصرالهی
کارشناس ارشد روانشناسی ،تربیتی دانشگاه پیام نور مهاباد ،ایران معلم
حسن امین پور
استادیار روانشناسی دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه پیام نور تهران ایران