بررسی نظریه های بازنمودی ذهن در مورد آگاهی پدیداری
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 23
فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
PSCONF11_0513
تاریخ نمایه سازی: 12 دی 1404
چکیده مقاله:
احساسات منجر آگاهی پدیداری یا آگاهی از تجربه های کیفی و شخصی qualia) یکی از اساسی ترین و در عین حال مبهمترین مفاهیم در فلسفه ذهن است. سوال مرکزی این است که چگونه فعالیتهای مغزی به تجربههای درونی ما از رنگ، صدا، بو، و میشود؟ نظریه های بازنمودی ذهن که یکی از مکتبهای غالب در روانشناسی شناختی و فلسفه ذهن هستند، ادعا میکنند که ذهن به عنوان یک سیستم پردازش اطلاعات عمل میکند که در آن اطلاعات از طریق ساختارهای بازنمودی مانند تصورات، باورها و گزاره ها کدگذاری و پردازش میشود. این نظریه ها موفق به توضیح جنبههای گوناگونی از عملکرد ذهن شده اند، از تصمیم گیری تا حل مسئله. با این حال توضیح آگاهی پدیداری از منظر این نظریه ها با چالشهای فراوانی مواجه است. یکی از چالشهای اصلی مسئله مشکل سخت آگاهی (hard problem of consciousness) است که توسط دیوید چالمرز مطرح شد. این مسئله به این سوال میپردازد که چگونه وضعیتهای فیزیکی مغز به تجربههای کیفی ما منجر میشوند. نظریه های بازنمودی اغلب به
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محدثه شاهدی
دانشجوی کارشناسی رشته روانشناسی دانشگاه آزاد قم
عبدالوحید داوودی
دکترای روانشناسی عمومی دانشگاه آزاد قم