وحدت آلمان و شکل گیری دولت–ملت مدرن در قرن نوزدهم
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 70
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CONFOSTTPA03_2594
تاریخ نمایه سازی: 8 دی 1404
چکیده مقاله:
وحدت آلمان در سال ۱۸۷۱ یکی از مهم ترین رخدادهای سیاسی قرن نوزدهم اروپا به شمار می آید که نقش تعیین کننده ای در شکل گیری دولت–ملت مدرن و بازتعریف مفاهیمی چون حاکمیت، ملت، شهروندی و اقتدار سیاسی ایفا کرد. این مقاله با رویکردی تحلیلی–تاریخی، فرایند وحدت آلمان را در بستر تحولات فکری، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی اروپا بررسی می کند و نشان می دهد که وحدت آلمان نه یک رخداد ناگهانی، بلکه حاصل انباشت تدریجی شرایط ساختاری و ذهنی در سرزمین های آلمانی بوده است. پژوهش حاضر ابتدا وضعیت سیاسی و حقوقی سرزمین های آلمانی پیش از وحدت، پراکندگی قدرت و فقدان دولت مرکزی را تبیین کرده و سپس به خاستگاه های فکری و اجتماعی وحدت، از جمله نقش ناسیونالیسم، تاثیر انقلاب فرانسه، اندیشه های روشنگری و فعالیت روشنفکران و نهادهای آموزشی می پردازد. در ادامه، نقش تحولات اقتصادی، انقلاب صنعتی و اتحادیه گمرکی زول فراین در همگرایی سیاسی و ملی آلمان تحلیل می شود و جایگاه محوری پروس و رهبری واقع گرایانه بیسمارک در تحقق وحدت مورد توجه قرار می گیرد. مقاله نشان می دهد که وحدت آلمان به تولد الگویی خاص از دولت–ملت مدرن انجامید که در آن تمرکز قدرت سیاسی، ساختار فدرالی، اقتدار حقوقی و مشروعیت نهادی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. همچنین پیامدهای سیاسی، اجتماعی و هویتی وحدت آلمان، از جمله تغییر موازنه قدرت در اروپا، بازتعریف هویت ملی آلمانی و تقویت رابطه میان ملت، دولت و شهروندی بررسی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تجربه وحدت آلمان نمونه ای متمایز از ملت سازی غیرانقلابی در اروپا است که از طریق ترکیب قدرت دولتی، نهادهای مدرن، انسجام فرهنگی و منافع اقتصادی، دولت–ملت مدرن را شکل داد و تاثیرات عمیقی بر نظم سیاسی قرن نوزدهم اروپا برجای گذاشت.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسن صادقی بلقیس آباد
نویسنده اول
ابولفضل حاتمی زاده
نویسنده