هندسه یا مجموعه هم نهاد و حق نهاد هندسه های مهندس: مبنا و جان و جوهر تمامی انحاء و شئون هنر مهندسی و معماری و آثار مربوطه در فرهنگ دانش نهاد و عقل محور اسلام
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 78
فایل این مقاله در 38 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_JIAS-14-27_009
تاریخ نمایه سازی: 8 دی 1404
چکیده مقاله:
اگر بخواهیم و بگوییم «"خلاصه و جوهره هستی"، در "امر عظیم و عزیز یا قطعی و شکست ناپذیرنده مهندسی ساختمان، چه معنوی و سازوکار وجود و یا عملکرد عقلی و علمی، و چه عینی کالبدی آن»، چیزی به جز «هندسه» و یا «قدر» نبوده و نیست و نخواهد بود، سخنی گزاف یا بیهوده و بی ریشه نگفته ایم؛ چراکه «خود "الله"» («خود "آن مطلق علم و حکمت و عقل زنده و قدرت و اراده دانش نهاد"، و "یگانه جامع و دربردارنده جمع اندر وحدت علوم و فناوری های دانش محور"»،) همان «مطلق هندسه یا قدر مقدر یا مهندس» و «مطلق هندسه یا قدر قدر مقدر یا مهندس» (یعنی «"خلاصه و جوهره هستی"، و «اصلی ترین عامل زنده و ذی شعور، و بلکه مطلق علم و حکمت شعورمند و هماره فعال" در "امر عظیم و عزیز مهندسی پیوسته نوشونده و عالی ترشونده ساختمان معنوی و سازوکار وجود و یا عملکرد عقلی و علمی و عینی آن»،) همان «الله» است؛ و «آن» یعنی «الله عزوجل و تبارک وتعالی» چیزی به جز «مطلق هندسه» و یا «مطلق قدر» نیست. از قول حضرت رضا علیهالسلام نیز «این روایت یا سخن بس بدیع» را داریم که (در مقام «چیستی حقیقت "اولین آفریده"، یعنی "مبنای سایر آفرینش های الهی"»،) فرموده اند: «"نخستین آفریده آفریننده"»، «آن "تقدیر"» است (یا «همان "بستر مناسب قدرمندسازی یا مهندسی" برای "مهندسی مستمر قدرها یا هندسه های تازه به تازه و حق نهاد هرچیز ترکیب مند" و "آفرینشی یا مجموعه ای از آفرینش هایی هم نهاد، قدرمدار یا هندسه مند" و "مکررا نوبه نوشونده"»). از طرفی، همین امام هشتم شیعیان دوازده امامی (حضرت علی بن موسی الرضا علیهالسلام) در مقامی دیگر نیز فرموده اند: «اولین علم»ی که به «انسان» آموزش داده شد، تا «به آن واسطه» و «در بستر فعال گشتن و جاری شدن و نتیجه دادن آن»، «خلق خداوند»، (، و «شیوه و منش و روش خداوند خلاق در خلق موجودات خویش پدیداری بخشنده»، در چیستی حقیقت حق نهاد خود) «معرفه» بشود (و یا به بیانی، «شناسای عاقله انسان ها» گردد)، «علم "کتاب" یا دانش "ترکیب حروف الفبا" یا همان "محکمات یا حقایق بنیادین عقلی علمی برپادارنده ساختمان حکمت نهاد جزءجزء هستی" و "مبانی هر نوع کتاب یا ترکیب" از "جمع بی نهایت کتاب ها یا وجودهای ترکیب مند حق نهاد یا مبتنی بر مبانی عقلانی، آسمانی یا عقل محور» بوده است!و این معنا و مفهوم پیش اشاره از ایشان (درحقیقت) همان شرح «این "سخن خود خداوند"» است که می فرماید:«آن خداوند "رحمان"» [، «الله» («آن یگانه مطلق در دانش و فاعلیت فعال دانشمدار در همه مراتب هستی، و جامع جمع اندر وحدت همه دانشهای مادر و تواناییهای دانشبنیان برتر و حاکم بر هستی و جاری در آن، و ازجمله توانایی: "خلق کلمه یا کلمه های تدوینی و تکوینی حامل به معانی ملکوتی"»)؛ آن رحمان رحم گونه که «مهمترین کار و عمومی ترین و فراگیرنده ترین فعالیتش» همان «رحمانیت» است، بنا بر «فاعلیت همین رحمانیت رحم گونه، و بنابراین آفرینشگر، تغذیه کننده، شکوفنده، رشددهنده، درسلامت دارنده و تمام آورنده نطفه، جنین و طفل یا اطفالی از جنس خودش، یعنی ترکیب گر و خلاق، و آفریننده صورت های مختلف و متعدد و گویا به حسن و زیبایی و کمال، و درعین حال اصلاح کننده و سلام آور و ...»،] «قرآن» را [یعنی «دانش "خلاقیت"، و "خلق کلمه یا کلمه های تدوینی و تکوینی حامل به معانی ملکوتی"، «دانش "ترکیب گری و آفرینندگی صورت های مختلف و متعدد گویا به حسن و زیبایی و کمال» را] «"تعلیم" نمود» [و برای «تحقق بخشیدن عینی به نتیجه این تعلیم خویش در عالم توسط نماینده خود در شهادت،] «آفرید "آن انسان به حقیقت انسان"» را [ در مقام «صورت مثالی خود»، آفرینش داد «آفریده ای خداگون را که مجهز به "دستگاه خلاقه یا ناطقه سخن آفرین یا کلمه ساز" است»؛ و "دستگاه خلاقه یا ناطقه سخن آفرین یا کلمه ساز" او» همان «حنجره نای گونه و توانمند خود الله جل جلاله و تبارک وتعالی» در امر عظیم «کلمه سازی دانش نهاد»، و «اظهار و بیان آن ها»ست، «حنجره ای بس قدرتمند، و با صدایی بس خوانا و آهنگین و پرطنین و رسا»] [و سپس، یعنی با هدف «بسترسازی و تجهیز "دستگاه خلاقه یا ناطقه سخن آفرین نماینده خود" برای فعال شدن و تحقق بخشیدن عینی به امر کلمه سازی های مبتکرانه و جدید و نوبه نو،] به او «علم "بیان"» را آموخت [«علم به "اسم اعظم خویش"» را؛ «علم اجمالی به ذات، در عین تفصیلی به شئون و صفات» را؛ «علم»ی که «با واسطه آموختن آن»، انسان، اساسا «انسان» شد، «انسانیت» یافت؛ و «آن» را، در مقام «یک موجودیت دومرتبه ای فاعلی مفعولی یا ملکوتی ملکی و لاهوتی ناسوتی»، «تجربه» نمود، و «بدان واسطه» (یعنی «به واسطه "انسان" بودن»، و «زنده و فعال بودن یا فعال داشتن مستمر انسانیت خود»،) «همه چیز» را «دانست» (و «می تواند که بداند»)]!
کلیدواژه ها:
نویسندگان
محمد علی آبادی
استاد، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران
مراجع و منابع این مقاله:
لیست زیر مراجع و منابع استفاده شده در این مقاله را نمایش می دهد. این مراجع به صورت کاملا ماشینی و بر اساس هوش مصنوعی استخراج شده اند و لذا ممکن است دارای اشکالاتی باشند که به مرور زمان دقت استخراج این محتوا افزایش می یابد. مراجعی که مقالات مربوط به آنها در سیویلیکا نمایه شده و پیدا شده اند، به خود مقاله لینک شده اند :