از وایکینگ ها تا گارد جاویدان: بررسی تطبیقی وجوه اشتراک اساطیر نورث و ایران باستان در ساختار ادبیات داستانی
محل انتشار: دومین همایش ملی علوم انسانی با رویکرد نوین و اولین همایش بین المللی پژوهشی فرهنگیان نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 52
فایل این مقاله در 36 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HCWNT02_3169
تاریخ نمایه سازی: 7 دی 1404
چکیده مقاله:
اسطوره ها به عنوان نخستین نظام های روایت ساز بشر، نقشی بنیادین در شکل گیری ادبیات داستانی و نظام های معناپرداز ایفا کرده اند. در میان نظام های اساطیری جهان، اساطیر نورث و اساطیر ایران باستان از جمله ساختارمندترین و تاثیرگذارترین سنت های روایی به شمار می آیند؛ سنت هایی که علی رغم تفاوت های فرهنگی و جغرافیایی، در لایه های عمیق روایت، واجد الگوهای مشترک و قابل تطبیق هستند.پژوهش حاضر با رویکردی تطبیقی و با بهره گیری از نظریه های اسطوره شناسی، کهن الگو، و روایت شناسی، به بررسی وجوه اشتراک اساطیر نورث و ایران باستان در ساختار ادبیات داستانی می پردازد. تمرکز اصلی مقاله بر عناصری چون قهرمان، سرنوشت، نبرد، مرگ، فروپاشی و تداوم معناست؛ عناصری که در هر دو نظام اساطیری، نه تنها کارکردی آیینی و اعتقادی، بلکه نقشی فعال در شکل دهی به ساختار روایت دارند. مفاهیمی چون رگناروک و والهالا در اساطیر نورث، و اشا، فره ایزدی، پل چینوت و فرشوکرتی در اساطیر ایران باستان، در این پژوهش به عنوان سازوکارهای روایی و معناپرداز تحلیل شده اند.یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو نظام اساطیری، علی رغم تفاوت در جهان بینی نهایی (تراژیک در نورث و رستگاری محور در ایران باستان)، از الگوهای روایی مشترکی بهره می برند که امکان تلفیق آگاهانه ی آن ها را در ادبیات داستانی معاصر فراهم می سازد. این مقاله همچنین بر این نکته تاکید دارد که اسطوره، در روایت مدرن، زمانی کارآمد است که نه به صورت بازگویی مستقیم، بلکه به عنوان چارچوبی ساختاری و زبانی معنا ساز به کار گرفته شود.در همین راستا، پژوهش حاضر علاوه بر تحلیل نظری، به پیوند میان مطالعه ی تطبیقی اساطیر و تجربه ی عملی روایت پردازی نیز توجه دارد و نشان می دهد که چگونه تلفیق ساختارهای اساطیری نورث و ایران باستان می تواند به شکل گیری مسیرهای روایی منسجم در ادبیات داستانی معاصر منجر شود. از این منظر، مقاله را می توان تلاشی در جهت صورت بندی نظری رویکردی دانست که بر بازآفرینی آگاهانه ی اسطوره در روایت مدرن استوار است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
احمدرضا خیرالهی
دانشجوی مهندسی صنایع دانشگاه آزاد واحد مسجدسلیمان عضو انجمن مهندسین صنایع دانشگاه آزاد واحد مسجدسلیمان عضو انجمن نویسندگان ایران و خانه هنرمندان