کنکاشی در برهم کنش سنت های بومی و بیگانه پیرامون شیوه های تدفین هخامنشی
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
تاریخ نمایه سازی: 2 دی 1404
چکیده مقاله:
مرگ در زمره پایدارترین مولفه های حیات انسانی قرار دارد و به عنوان عنصری بنیادین، همواره نقشی تعیین کننده در شکل گیری فرهنگ ها و ساختارهای اجتماعی ایفا کرده است. زمان دقیق آگاهی انسان اولیه از ضرورت تدفین روشن نیست، اما شواهد باستان شناختی نشان می دهد که تدفین از نخستین نشانه های آگاهی و گذار به مرحله مدنیت محسوب می شود. سپردن جسد به خاک به منزله عنصری اساسی برای جلوگیری از فساد و آلودگی، اقدامی خلاقانه و نشانه ای از ورود انسان به فرایند تمدن به شمار می رود. انگیزه های اولیه تدفین را می توان در دو حوزه اساسی تبیین کرد: نخست، نیازهای عاطفی و روانی برای محافظت از پیکر عزیزان در برابر گزند حیوانات و آسیب های محیطی؛ دوم، ترس و باور به جهانی دیگر که تدفین را گذرگاهی ضروری برای ورود به آن جهان می دانست. بنابراین، تدفین نه صرفا اقدامی بهداشتی یا حفاظتی، بلکه کنشی فرهنگی-آیینی با کارکردهای نمادین و اجتماعی بوده است. در دوره هخامنشی، آیین های تدفین تحت تاثیر مجموعه ای از متغیرات اجتماعی، مذهبی، اقتصادی و سیاسی قرار گرفتند. تنوع در شیوه های تدفین این دوره را می توان بازتابی از گستره جغرافیایی و تکثر فرهنگی امپراتوری هخامنشی دانست. بررسی آرامگاه های شاهی نشان می دهد که عناصر ملی، مذهبی و سیاسی در قالب نقش برجسته ها و معماری سنگی بازتاب یافته و در عین حال، بر آیین های تدفین نیز اثرگذار بوده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر دو گونه شاخص از تدفین های هخامنشی، در پی آن است که ضمن شناسایی و تحلیل سنت های بومی و عناصر وارداتی، به درکی روشن تر از سازوکارهای فرهنگی و آیینی مرتبط با مرگ در این عصر دست یابد. هدف نهایی، تبیین جایگاه تدفین در بستر اجتماعی و فرهنگی هخامنشیان و بازخوانی نقش آن به عنوان یکی از مهم ترین نمودهای تعامل میان باورهای بومی و سنت های فراملی است.
نویسندگان
گروه باستان شناسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
استاد گروه باستان شناسی دانشگاه تهران (بازنشسته)؛ استاد مدعو دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران واحد تهران مرکزی، تهران، ایران.