تاثیر فضای اخلاقی در راس سازمان و تردید حرفه ای بر قضاوت در مورد ریسک تقلب در میان حسابرسان داخلی

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 13

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SEBBA-4-2_005

تاریخ نمایه سازی: 2 دی 1404

چکیده مقاله:

هدف: این تحقیق به بررسی تاثیر فضای اخلاقی در راس سازمان و تردید حرفه ای بر قضاوت در مورد ریسک تقلب در میان حسابرسان می پردازد. در این راستا، ابتدا مولفه های فضای اخلاقی تعیین شدند، سپس مفهوم ریسک معرفی گردد. عملکرد قضاوت ناصحیح حسابرسان داخلی مرتبط با خطر تقلب حسابرس داخلی، دلیل مهمی برای عدم کشف تقلب قبل از تبدیل شدن به یک رسوایی بزرگ است؛ بنابراین، قضاوت ریسک تقلب حسابرسان داخلی، همراه با عوامل موثر آن، به یک مشکل مهم تبدیل شده که توسط محققان برای درک چگونگی بهبود قضاوت خطر تقلب در حسابرسی داخلی مورد بحث قرار گرفته است.

روش: در این تحقیق براساس اطلاعات جمع آوری شده از پرسشنامه های توزیع شده میان ۱۲۴ حسابرس داخلی عضو انجمن حسابرسان داخلی ایران، به بررسی تاثیر فضای اخلاقی در راس سازمان و تردید حرفه ای بر قضاوت در مورد ریسک تقلب در میان حسابرسان داخلی پرداخته شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی بوده و روش انجام پژوهش، توصیفی پیمایشی است و برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است.

یافته ها: نتایج آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد، فضای اخلاقی در راس بر قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی تاثیر دارد. همچنین تردید حرفه ای حسابرس بر قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی تاثیر مثبت و معنی داری دارد. با افزایش فضای اخلاقی در راس، قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی افزایش می یابد. در نتیجه فرضیه اول تحقیق تایید می شود. همچنین با توجه به ضریب مسیر تردید حرفه ای حسابرس بر حسابرس، قضاوت ریسک تقلب حسابرس و سطح معناداری حاصل برای این مسیر ۰۳۸/۰ می باشد که پایین تر از ۰۵/۰ است؛ به عبارتی، با تردید حرفه ای حسابرس، قضاوت ریسک تقلب حسابرس داخلی افزایش می یابد، در نتیجه فرضیه دوم تحقیق تایید می شود.

نتیجه گیری: افزایش فضای اخلاقی در راس سازمان (موسسه حسابرسی) و به عبارتی حمایت مدیریت ارشد، منجربه بهبود قضاوت ریسک می شود؛ اگرچه نتایج برخی تحقیقات حاکی از آن است که در برخی موارد مدیریت ارشد، طرفی
است که بیشترین احتمال را برای ارتکاب تقلب دارد و باعث تعارض حسابرسی داخلی با مدیریت می شود؛ اما نتایج این تحقیق ثابت کرد که رهبران، تصمیم گیرنده های کلیدی هستند که مشخص می کنند سازمان درگیر فعالیت های فسادآور شود و یا خیر؛ در صورتی که آن را محکوم کنند، منجربه تاثیرگذاری بر حسابرسان داخلی می شود و آنها نیز به تبعیت از مدیران، تلاش بیشتری برای کشف تقلب برآورد ریسک خطر تقلب خواهند داشت. نتیجه فرضیه دوم نیز نشان داد که با افزایش تردیدگرایی حسابرسان داخلی، قضاوت ریسک تقلب حسابرس افزایش پیدا می کند. براساس این یافته ها می توان گفت، حسابرسان داخلی با شک و تردید حرفه ای سطح بالا، تمایل به شناسایی خطاها و استفاده از آنها به عنوان انتظارات اولیه
تقلب دارند.

نویسندگان

غزاله سیفی

دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

رویا دارابی

دانشیار، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

احمد حشمتی

دانشجوی دکتری، گروه حسابداری، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.