تکوین هویت ایرانی با تکیه بر دگریسی جان جلال در مکتوب عرفانی- ادبی خسی در میقات

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 44

فایل این مقاله در 27 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_HISS-7-82_001

تاریخ نمایه سازی: 2 دی 1404

چکیده مقاله:

این پژوهش با هدف تحلیل تکوین هویت ایرانی در «خسی در میقات» جلال آل احمد، به واکاوی دگردیسی معنوی نویسنده در بستر مناسک حج می پردازد و نشان می دهد که چگونه تجربه زیسته جلال در آستان جانان، به بازتعریف هویت فردی و فرهنگی او منجر می شود. بافت پژوهش در شرایطی شکل می گیرد که روشنفکر ایرانی دهه چهل، در میانه بحران های هویتی ناشی از مدرنیته، غرب زدگی و گسست های معنایی، به سفری دینی- معنوی قدم می گذارد ؛ سفری که در آن، مناسک حج از سطح آیین جمعی فراتر می رود و به عرصه مواجهه وجودی با خویشتن و امر قدسی تبدیل می شود. در چنین بستری، «خسی در میقات» نه یک سفرنامه گزارشی، بلکه متنی چندبعدی است که در آن، جلال آل احمد تجربه تحول درونی خود را در قالب روایتی آمیخته به مشاهده، تامل و مکاشفه بازتاب می دهد. روش پژوهش بر پایه روایت پژوهی و تحلیل کیفی–تفسیری استوار است. در این رویکرد، ساختار روایت، زاویه دید، لحن، و حرکت متن از جزئیات زیسته به معناهای کلان فرهنگی–عرفانی بررسی می شود و نشانه های دگردیسی معنوی همچون حیرت، فروتنی، مکاشفه و بازاندیشی درونی استخراج و تحلیل می گردد. بیان یافته ها نشان می دهد که «خسی در میقات» متنی است که در آن، روایت به ابزاری برای بازنمایی سیر تحول روحی جلال تبدیل می شود. یافته ها حاکی از آن است که جلال در این متن از سه مرحله معنایی عبور می کند: ۱) مرحله مشاهده خرد که در آن، او با نگاه انتقادی و طنزآلود به جزئیات مناسک و رفتار حاجیان می نگرد ؛ ۲) مرحله مواجهه وجودی که در آن، تجربه جمعی حج او را به تامل در باب خویشتن، مرگ، فنا و حضور قدسی می کشاند ؛ ۳) مرحله دگردیسی معنوی که در آن، جلال به نوعی آشتی درونی میان ایرانیت، اسلامیت و فردیت مدرن دست می یابد. یافته ها نشان می دهد که این دگردیسی نه گسستی از گذشته، بلکه بازتعریفی از هویت است که در آن، جلال از خلال تجربه حج، به فهمی تازه از نسبت خویش با جهان اسلام می رسد. همچنین تحلیل روایت نشان می دهد که حرکت متن از جزئیات روزمره به افق های کلان معنوی، ساختار دگردیسی جان جلال را بازتاب می دهد و روایت را به پلی میان تجربه فردی و معناهای فرهنگی–عرفانی تبدیل می کند. نتیجه کلی پژوهش آن است که «خسی در میقات» را باید متنی دانست که در آن، تجربه حج به تجربه هویت بدل می شود. جلال آل احمد در این متن، از خلال مواجهه با امر قدسی، به روشنایی تازه ای در باب هویت ایرانی دست می یابد ؛ روشنایی ای که در ساختار روایت، لحن تاملی و حرکت متن از خرد به کلان بازتاب یافته است. این پژوهش نشان می دهد که دگردیسی معنوی جلال، هسته اصلی تکوین هویت او در این متن است و «خسی در میقات» را می توان سندی از سفر روح ایرانی در جست وجوی معنا دانست.

نویسندگان

علی بهادری

استادیار دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران