بررسی گفتمان معلمان درباره چالش های "آموزش ترکیبی" (حضوری-مجازی) در دوره پساکرونا
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 95
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_1265
تاریخ نمایه سازی: 2 دی 1404
چکیده مقاله:
مهمترین مساله پژوهش حاضربررسی گفتمان معلمان درباره چالش های "آموزش ترکیبی" (حضوری-مجازی) در دوره پساکرونا است، از آنجاییکه پژوهش حاضر به دنبال کاربرد بررسی گفتمان معلمان درباره چالش های "آموزش ترکیبی" (حضوری-مجازی) در دوره پساکرونا است، به لحاظ هدف از نوع کاربردی است و از آنجاییکه به تبیین و توصیف بررسی گفتمان معلمان درباره چالش های "آموزش ترکیبی" (حضوری-مجازی) در دوره پساکرونا پرداخته است، به لحاظ طرح پژوهشی از نوع توصیفی است، به لحاظ رویکرد نیز از نوع کیفی است و به لحاظ استراتژی گردآوری داده های پژوهش از نوع کتابخانه ای به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش حاضر را بررسی گفتمان معلمان درباره چالش های "آموزش ترکیبی" (حضوری-مجازی) در دوره پساکرونا تشکیل می دهد، که موضوع پژوهشی حاضر به آنها برمی گردد. ابزار اندازه گیری مورد استفاده در این پژوهش شامل کلیه منابع علمی اعم از مقالات پژوهشی و کتب مربوط به بررسی گفتمان معلمان درباره چالش های "آموزش ترکیبی" (حضوری-مجازی) در دوره پساکرونا است که کاملا مرتبط با موضوع پژوهشی بوده و روایی محتوایی آنها مورد تایید متخصصان دانشگاهی قرار گرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده های پژوهش نیز از روش تحلیل محتوای داده های کیفی منابع علمی مرتبط با موضوع پژوهش بررسی گفتمان معلمان درباره چالش های "آموزش ترکیبی" (حضوری-مجازی) در دوره پساکرونا استفاده شده است، و بر این اساس ضمن بررسی تک تک منابع علمی مرتبط با موضوع، پاسخ هر یک از سوالات پژوهش از منابع علمی مربوطه استخراج گردید، ضمنا کلیه تحلیل ها با بهره گیری از مدل زبان ماشین (MLM) انجام شده است و یافته های زیر به دست آمد:چالش های چندبعدی: معلمان با چهار دسته چالش فنی-زیرساختی (شکاف دیجیتالی، نقص پلتفرم ها)، آموزشی-پداگوژیک (دوگانگی برنامه ریزی، کاهش تعامل)، روان شناختی-اجتماعی (فرسودگی سه بعدی، گسست رابطه معلم-شاگرد) و سیاستی-سازمانی (ابهام دستورالعمل ها، ارزیابی ناکارآمد) مواجه اند که اولویت بندی آن ها نشان دهنده ی سلطه ی نابرابری فناورانه(۸۷٪) و فرسودگی شغلی (۷۶٪) است . تقابل های ایدئولوژیک: گفتمان معلمان، پنج تقابل ساختاری در نظام آموزشی ایران را عیان می کند؛ از جمله تناقض سیاست های نوآورانه با سنت گرایی نهادی، حذف معلمان از فرآیند تصمیم سازی، و نابرابری بودجه ای تحت پوشش شعار عدالت آموزشی، که همگی بازتاب سیاست زدگی و ساختار طبقاتی حاکم بر آموزش هستند . تاثیر متغیرهای زمینه ای: ادراک چالش ها به طور معناداری تحت تاثیر جنسیت (فشار مضاعف بر معلمان زن)، سابقه تدریس (مقاومت معلمان باتجربه در برابر تغییر)، منطقه جغرافیایی (اولویت های معیشتی در مناطق مرزی) و مقطع تحصیلی (حساسیت ابتدایی به بازی های آموزشی) قرار دارد، که نشان دهنده ی الگوهای تقاطعی در شکل گیری گفتمان انتقادی است .بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که شکاف دیجیتالی به عنوان مانع محوری، توام با فرسودگی معلمان و تقابل های ایدئولوژیک در ساختار آموزشی، نشان دهنده ی ضرورت بازنگری سیاست ها با اولویت عدالت فناورانه، توانمندسازی حرفه ای و مشارکت معلمان در تصمیم سازی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
پیمان حاجی حسنی دره شوری
گروه آموزش ابتدایی، اداره آموزش و پرورش منطقه میانکوه، استان چهارمحال و بختیاری، ایران
اسماعیل محمدی
گروه آموزش ابتدایی، اداره آموزش و پرورش منطقه میانکوه، استان چهارمحال و بختیاری، ایران
فاطمه حاجی حسنی دره شوری
گروه آموزش ابتدایی، اداره آموزش و پرورش منطقه میانکوه، استان چهارمحال و بختیاری، ایران