تبیین اهداف برنامه ریزی درسی در پرورش هوش اخلاقی کودکان در دوره ابتدایی شهر کرمان
محل انتشار: بیستمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 38
فایل این مقاله در 23 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ABUCONPA20_154
تاریخ نمایه سازی: 30 آذر 1404
چکیده مقاله:
هدف پژوهش حاضر تبیین اهداف برنامه ریزی درسی در پرورش هوش اخلاقی کودکان در دوره ابتدایی شهر کرمان جامعه آماری این پژوهش شامل کیه معلمان دوره ابتدایی شهر کرمان به تعداد ۵۳۰ نفر است . در قسمت کمی با استفاده از فرمول کوکران ۲۲۳ نفر بدست آمد.حجم نمونه در قسمت کیفی ۱۸ نفر در نظر گرفته شد روش نمونه گیری در بخش کمی در این تحقیق روش میدانی از طریق نمونه گیری تصادفی ساده است .ابزار گردآوری اطلاعات در قسمت کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته است ، مصاحبه ها تا اشباع نظری است .بعد از مصاحبه ، پرسشنامه بین ۲۲۳ نفر پخش شدتحلیل داده ها مطابق با روش نظریه داده بنیاد، طی سه مرحله کدگذاری بارمحور و گزینشی انجام می شود؛ اولین گام، یافتن مقولات مفهومی در داده ها در سطح اولیه ای از انتزاع می باشد. دومین گام یافتن ارتباطات بین این مقولات است و سومین گام مفهوم سازی و گزارش این ارتباطات در سطح بالاتری از انتزاع است. با توجه به توضیحات فوق، کدگذاری سه گانه یعنی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، در قلب تحلیل نظریه پردازی گرندد تئوری موردنظر ما صورت گرفتتجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از شاخص های مرکزی همچون میانگین، میانه و شاخص های پراکندگی انحراف معیار و چولگی و همچنین آزمون معادلات ساختاری pls استفاده شدنتایج نشان داد که تمامی مولفه های اهداف برنامه ریزی درسی در پرورش هوش اخلاقی کودکان دارای اثر معنادار (سطح معناداری ۰۰۱/۰) هستند. در این میان، بیشترین ضریب مسیر به مولفه «شناخت ارزش های اخلاقی پایه» با β=۰.۵۹۳ و آماره t=۷.۰۴۹ تعلق دارد که نشان دهنده تاثیر قوی آن است. پس از آن، «درونی سازی نگرش اخلاقی» (β=۰.۵۸۶، t=۶.۱۶۰) و «تقویت همدلی و نوع دوستی» (β=۰.۵۷۹، t=۷.۰۶۲) در رتبه های بعدی قرار دارند. «تمرین رفتارهای اخلاقی در عمل» نیز با β=۰.۵۴۷ و t=۷.۲۱۰ از اهمیت بالایی برخوردار است. در مقابل، کمترین میزان اثرگذاری مربوط به مولفه های «پرورش فرهنگ مدارا و مشارکت» (β=۰.۳۶۹، R²=۰.۱۳۶) و «تقویت مسئولیت پذیری فردی» (β=۰.۴۰۲، R²=۰.۱۶۲) است که اگرچه معنادار هستند، اما شدت اثرگذاری آن ها نسبت به سایر مولفه ها کمتر است. این نتایج نشان می دهد که برنامه ریزی درسی بیشترین تاکید را بر ارزش های اخلاقی بنیادین و همدلی دارد، در حالی که پرورش فرهنگ مدارا نیازمند توجه و تقویت بیشتری است.
کلیدواژه ها:
برنامه ریزی درسی ، هوش اخلاقی و کودکان
نویسندگان
مولود براهوئی
۱: کارشناس ارشد برنامه ریزی درسی
زهرا زین الدینی میمند
۲: استادیار گروه روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرمان