چگونه توانستم رفتار کینه توزانه زهرا،دانش آموز پایه سوم دبستان را بهبود ببخشم؟
محل انتشار: بیستمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 33
فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ABUCONPA20_072
تاریخ نمایه سازی: 30 آذر 1404
چکیده مقاله:
یکی از چالش های رایج در کلاس های دوره ابتدایی، بروز رفتارهای کینه توزانه و واکنش های خصمانه در برابر همسالان است. این گونه رفتارها اغلب به دلیل ناتوانی دانش آموز در بیان هیجانات، احساس بی عدالتی، یا نبود مهارت های ارتباطی رخ می دهد و در صورت بی توجهی می تواند به کاهش سلامت روانی کودک و ایجاد تعارض در محیط یادگیری منجر شود. در همین راستا، در سال تحصیلی جاری، رفتار کینه توزانه زهرا، دانش آموز پایه سوم، به گونه ای نمود یافت که شامل قهرهای طولانی، پرهیز از گفت وگو، احساس انتقام نسبت به همکلاسی ها، و واکنش های عاطفی شدید در برابر تنش ها بود. این مسئله موجب بروز تنش های اجتماعی و اختلال در مشارکت کلاسی او شده بود.تبدیل شدن یک فرد به یک معلم حرفه ای مراحل مختلفی را می طلبد.یکی از مهم ترین مراحلی که میتواند دانشجو را به یک معلم خوب و حرفه ای تبدیل کند و تجربیات زیادی را در اختیار دانشجو قرار دهد، کارورزی است.به عقیده بنده تاثیر واحد عملی کارورزی از واحد های تئوری بیشتر است.زیرا دانشجو مستقیما با دانش آموزان ارتباط برقرار میکند و روحیات و استعداد های آنان را مشاهده میکند.در این ترم که ترم دوم کارورزی می باشد،سعی بر این بود که با کمک استاد راهنما و معلم راهنمای خود چند مساله در ارتباط با دانش آموزی را شناسایی کرده و اقدامات لازم را نسبت به آن داشته باشیم.با توجه به اینکه مدت زمان حضور در مدرسه در کارورزی۲ محدود بود، انتظار نمیرود که مشکل به سادگی قابل حل باشد. ولی با کمک معلم راهنما تمام سعی خود را به کار گرفتم.در این مورد از منابع مختلفی در رابطه با موضوع شناسایی شده بهره گرفته شد تا سعی بر این باشد که بتوانیم راهکارهای مناسبی برای بهتر شدن وضعیت دانش آموز ارائه دهیم.در پایان، پژوهش حاضر نشان می دهد که اصلاح رفتارهای کینه ورزانه در دوره ابتدایی نیازمند رویکردی چندبعدی، پیوسته و تعاملی میان معلم، والدین و دانش آموز است. این تجربه می تواند الگویی سودمند برای معلمان دوره ابتدایی در مدیریت رفتارهای هیجانی و اجتماعی دانش آموزان باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
صبا مختاری درزم
۱-کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان پردیس علامه طباطبایی ارومیه
پریا محمدزاد زیرمانلو
۲- کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان پردیس علامه طباطبایی ارومیه
فرینا حسنیان
۳- کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان پردیس علامه طباطبایی ارومیه
سیبر حسنوی
۴- کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان پردیس علامه طباطبایی ارومیه