جایگاه علم و معنای زندگی: یک مطالعه مروری
محل انتشار: بیستمین کنفرانس ملی پژوهش های نوین در تعلیم و تربیت، روانشناسی، فقه و حقوق و علوم اجتماعی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
فایل این مقاله در 10 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
ABUCONPA20_042
تاریخ نمایه سازی: 30 آذر 1404
چکیده مقاله:
پیشرفت بی سابقه علم و فناوری در دهه های اخیر، سبب ایجاد پرسش های بنیادینی در خصوص معنای زندگی، جایگاه انسان و نسبت علم با ارزش های اخلاقی و وجودی گردیده است. رشد علم از یک سو موجب افزایش شناخت و توانایی بشر در کنترل محیط طبیعی شده، اما از سوی دیگر موجب ایجاد نوعی بحران معنا را در جوامع مدرن شده است (Taylor, ۲۰۰۷؛ Nagel, ۲۰۱۲). از این رو، پژوهش حاضر با هدف مرور مطالعات نظری و تجربی مرتبط با جایگاه علم و معنای زندگی صورت گرفت تا تصویری جامع از الگوهای فکری، نظری و روان شناختی موجود در این زمینه ارائه دهد. روش این تحقیق کیفی و از نوع مطالعه مروری نظام مند بود. یافته ها نشان دادند که در ادبیات علمی سه رویکرد عمده نسبت به رابطه علم و معنا قابل بررسی است. رویکرد علم گرایانه (Scientism) که علم را به عنوان تنها مرجع شناخت و معنا را امری غیرعلمی و ذهنی می داند (Dawkins, ۲۰۰۶). رویکرد تلفیقی (Integrative) که علم را در کنار دین، فلسفه و اخلاق یکی از مسیرهای کشف معنا معرفی می کند (Polkinghorne, ۲۰۰۵؛ Wilson, ۱۹۹۸). رویکرد انتقادی- اخلاقی (Critical-Ethical) که تاکید دارد در صورتی که علم بدون ارزش و مسئولیت اخلاقی باشد، می تواند موجب بحران معنا و تخریب انسانی شود (Jonas, ۱۹۸۴؛ Nasr, ۱۹۹۶). در حوزه روان شناسی معنا نیز، علم در سه بعد انسجام، هدف و اهمیت مورد بررسی واقع می گردد. فعالیت علمی می تواند به تجربه ی انسجام ذهنی، جهت مندی هدفمند و احساس اهمیت وجودی بینجامد؛ مشروط بر آن که علم در پیوند با ارزش های اخلاقی و غایت های انسانی باقی بماند. در مقابل، علم تقلیل گرایانه و صرفا ابزاری، با فروکاست جهان به داده ها و محاسبات، احساس بی معنایی را تشدید می کند (Nagel, ۲۰۱۲). لذا به عنوان نتیجه گیری نهایی پژوهش می توان چنین اذعان نمود که علم نه دشمن معناست و نه جانشین آن، بلکه ابزاری برای گسترش تجربه معنایی انسان است. به طوریکه علم زمانی به معنای زندگی خدمت می کند که در خدمت حقیقت، عدالت، خیر جمعی و تعالی انسان قرار گیرد. بنابراین، بحران معنا در جهان معاصر بیش از آن که نتیجه پیشرفت علم باشد، حاصل جدایی علم از اخلاق، معنویت و مسئولیت انسانی است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
پرهام سهیلی
۱ کارشناس ارشد روانشناسی شخصیت، دانشکده علوم انسانی و اجتماعی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران