ارزیابی یکپارچگی مبلمان شهری باتحلیل استانداردهای ابعادی-کیفی نیمکت ها و کیفیت زیست پذیری فضاهای عمومی (مطالعه موردی: منطقه سه شهرداری شیراز)

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 21

فایل این مقاله در 9 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

EBUCONF28_039

تاریخ نمایه سازی: 30 آذر 1404

چکیده مقاله:

با تشدید فرآیندهای شهرنشینی و افزایش تقاضا برای فضاهای عمومی با کیفیت، نقش عناصر کالبدی در ارتقای زیست پذیری شهری بیش از پیش برجسته شده است. مبلمان شهری، و در راس آن نیمکت ها، به عنوان نقاط تماس مستقیم شهروندان با کالبد شهر، نقشی حیاتی در تعریف کیفیت تجربه حضور در فضاهای عمومی ایفا می کنند. این عناصر صرفا کارکردی (نشستن) ندارند، بلکه در ایجاد حس مکان، تشویق به تعاملات اجتماعی، و فراهم آوردن آسایش فیزیکی و روانی کاربران نقشی اساسی دارند. با این حال، در بسیاری از محیط های شهری، عدم توجه به استانداردهای طراحی، چه در ابعاد ارگونومیک (طول، عرض، ارتفاع) و چه در ابعاد کیفی (مصالح، رنگ)، منجر به ناکارآمدی این عناصر و ایجاد آشفتگی بصری و نارضایتی شهروندان شده است. این پژوهش با هدف اصلی ارزیابی میزان انطباق نیمکت های شهری منطقه سه شهرداری شیراز با استانداردهای ابعادی و عینی-کیفی و تحلیل فضایی پراکنش این استانداردها تدوین شده است. منطقه سه شهرداری شیراز، به دلیل برخورداری از بافت های مسکونی متراکم و فضاهای عمومی محله ای، میدانی مهم برای سنجش کیفیت مبلمان شهری است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این پرسش است که نیمکت های موجود در این منطقه تا چه حد آسایش فیزیکی (ارگونومی) و رضایت بصری (هویت و نگهداری) شهروندان را تامین می کنند. روش تحقیق مورد استفاده، توصیفی-تحلیلی مبتنی بر پیمایش میدانی است. جامعه آماری شامل کلیه ۴۷۸ عدد نیمکت مستقر در معابر و فضاهای عمومی اصلی منطقه سه بوده است. داده ها با استفاده از بازدید میدانی، ثبت مختصات با GPS و تکمیل چک لیست ارزیابی محقق ساخته (شامل ۵ مولفه: طول، عرض، ارتفاع، کیفیت مصالح، و کیفیت رنگ) گردآوری شد. تحلیل داده ها در دو بستر نرم افزاری SPSS برای آمار توصیفی (فراوانی و درصد) و ArcGIS برای تحلیل و تهیه نقشه های پراکنش فضایی انجام گرفت. نتایج آماری نشان دهنده وجود چالش های جدی در استانداردهای ارگونومیک است. اگرچه ۷۵% نیمکت ها طول استاندارد داشتند، اما ۴۰% در شاخص عرض نشیمنگاه (کمتر از ۵۰ سانتی متر) و ۳۵% در شاخص ارتفاع نشیمنگاه (خارج از بازه ۴۰-۴۵ سانتی متر) غیراستاندارد بودند. این نقص ابعادی مستقیما بر آسایش فیزیکی کاربران تاثیر منفی می گذارد. در بخش شاخص های کیفی، نتایج متناقض بود؛ در حالی که ۸۰% نیمکت ها از مصالح مقاوم (عمدتا فلز و کامپوزیت) برخوردار بودند (که نقطه قوت است)، ۵۰% نیمکت ها از نظر کیفیت رنگ (شامل رنگ رفتگی، پوسته شدن، یا عدم هماهنگی با محیط) در وضعیت نامناسب ارزیابی شدند. تحلیل فضایی GIS نیز نشان داد که توزیع نیمکت های غیراستاندارد، به ویژه در شاخص های ابعادی، در برخی معابر قدیمی تر دارای الگوی خوشه ای است که نشان دهنده فقدان یک طرح یکپارچه نوسازی است.این یافته ها تاکید می کنند که مدیریت مبلمان شهری در منطقه سه نیازمند گذار از رویکرد تامین و نصب به رویکرد مدیریت کیفیت یکپارچه است. تمرکز آتی باید بر استانداردسازی ارگونومیک در خریدهای جدید، تدوین دستورالعمل هویتی-بصری برای رنگ آمیزی، و استفاده از پایگاه داده GIS برای اولویت بندی نوسازی و نگهداری پیشگیرانه باشد.

کلیدواژه ها:

مبلمان شهری ، نیمکت شهری ، استانداردهای ابعادی ، کیفیت فضاهای عمومی ، زیست پذیری ، منطقه سه شهرداری شیراز ، سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) ، ارگونومی شهری

نویسندگان

احمد فریانی

کارشناس خدمات شهری شهرداری منطقه هشت، شهرداری شیراز