جایگاه زنان در حقوق بین المللی و حقوق بشر

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 57

فایل این مقاله در 15 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

MAECONFM01_7187

تاریخ نمایه سازی: 29 آذر 1404

چکیده مقاله:

از سال ۱۹۴۵ و اعلام توافق بین المللی در مورد برابری جنسیتی به عنوان یک حق اساسی بشر در مقدمه و مواد ۱ تا ۸ و ۱۰۱ منشور ملل متحد تاکنون بیش از نیم قرن می گذرد. درواقع با پایان جنگ جهانی دوم و تاسیس سازمان ملل متحد توجه روزافزونی به حقوق زنان و رفع تبعیض از آن ها شده است. از طرفی حقوق زنان در ارتباط تنگاتنگ با دو نظریه جهان شمولی حقوق بشر و نسبی گرایی حقوق بشر قرار دارد. جهان شمولی حقوق بشر زنان مبتنی بر این باور است که نظر به فطرت و ذات واحد انسان ها حقوق انسانی آن ها در همه کره خاکی و با هر فرهنگی یکسان است اما در مقابل نسبی گرایی حقوق بشر بر این اساس است که حقیقت امری نسبی و وابسته به زمان و مکان است و واقعیت موجود در جهان معاصر، حاکی از این است که ادیان، مذاهب، فرهنگ ها و قومیت های متفاوت بر معادلات حقوق بشری تاثیرگذار است و این تاثیرگذاری باعث پیدایش نظریه نسبی گرایی فرهنگی حقوق بشر و تبع آن نسبی گرایی حقوق زنان در حقوق بین الملل شده است به طورکلی می توان این برداشت را کرد که حقوق بین الملل از مطلق بودن حقوق بشر زنان به سمت نسبی گرایی حقوق بشر زنان با توجه به مولفه های ذکرشده در واقعیت جهان کنونی و نظام حقوق بین الملل در حال حرکت است و با توجه به یافته های این تحقیق می توان به این نتایج رسید که در نظام حقوق بین الملل فعلی جایگاه حقوق بشر مطلق در مورد زنان دیدگاه برتر می باشد هرچند که بر لازم و ملزوم بودن دو دیدگاه جهان شمولی و نسبی گرایی حقوق بشر زنان نیز تاکید شده است همچنین با توجه به پذیرش نسبیت فرهنگ، اخلاق، آیین و عقاید در ملل مختلف، دیدگاه نسبی گرایی بر ارتقای موقعیت حقوقی موثر می باشد.

نویسندگان

پونه دیانت کوهنجانی

کارشناسی حقوق، پیام نور مرکز شیراز