پرسشی کهن، پاسخی نو؛ درنگی بر واگویه های روسو از ارسطو در مساله عدالت

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 95

فایل این مقاله در 19 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_JPHTH-5-3_009

تاریخ نمایه سازی: 29 آذر 1404

چکیده مقاله:

عدالت از دیرباز یکی از ارکان فلسفه سیاسی در نسبت میان انسان، قدرت و نظم مدنی بوده است. این پژوهش، با تمرکز بر دو لحظه تاریخی ممتاز در تکوین این مفهوم، یعنی اندیشه ارسطو در سنت کلاسیک یونان و نظریه روسو در بطن پروژه روشنگری، در پی آن است که بنیان های هستی شناختی، انسان شناختی و غایت شناختی عدالت را نزد این دو متفکر واکاوی کند. مساله اصلی آن است که عدالت، نزد ارسطو و روسو، در چه نسبت هایی با مفاهیم محوری چون فضیلت، برابری، شهروندی و خیر عمومی تعریف می شود و آیا می توان با وجود تفاوت زمینه های فلسفی و سیاسی، امکان گفت وگویی مفهومی میان آنها در نسبت با عدالت توزیعی یافت. یافته ها نشان می دهد که با وجود تفاوت های بنیادین، هر دو متفکر عدالت را نه صرفا به مثابه سازوکار توزیعی، بلکه به منزله بنیان اخلاقی-سیاسی نظم جمعی تلقی می کنند؛ نظمی که تحقق شهروندی و خیر عمومی بدون عدالت ممکن نیست.

نویسندگان

محمد متین سلمانی

Department of Political Science, Faculty of Law and Political Science, University of Tehran, Tehran, Iran