بازنگری در مفهوم مخاطب فعال تحلیل فلسفی نقش تاویل در فرآیند خلق معنا
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 118
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_IRA-3-2_008
تاریخ نمایه سازی: 29 آذر 1404
چکیده مقاله:
با گسترش نظریه های فلسفی هنر، مفهوم «مخاطب فعال» به یکی از محورهای بنیادین در تحلیل فرایند خلق معنا تبدیل شده است. پژوهش حاضر با نگاهی فلسفی، نقش مخاطب را در تاویل متن هنری و چگونگی مشارکت او در بازآفرینی معنا مورد بررسی قرار می دهد. مسئله اصلی تحقیق، فهم چگونگی تاثیر پیش زمینه های ذهنی و فرهنگی مخاطب در فرایند تاویل و خلق معنا است. هدف این مطالعه، تبیین جایگاه مخاطب به عنوان عاملی خلاق و مشارکت جو در تعامل با متن هنری و معرفی تاویل به عنوان فرایندی پویا، باز و خلاقانه است. روش پژوهش کیفی و بر پایه تحلیل فلسفی توصیفی است و چارچوب نظری آن بر مبانی هرمنوتیک و نظریه دریافت، با تاکید بر دیدگاه های گادامر و یاوس استوار است. یافته های پژوهش نشان می دهد که مخاطب فعال با بهره گیری از افق انتظارات و پیش زمینه های ذهنی و فرهنگی خود، معنا را در تعامل با متن هنری بازآفرینی می کند و این تعامل به تولید معانی چندلایه و متغیر می انجامد. متن هنری نیز به مثابه ساختاری پویا و گشوده، امکان شکل گیری تاویل های متنوع را فراهم می آورد و زبان در این میان، به عنوان بستر اصلی ارتباط میان متن و مخاطب، نقشی تعیین کننده در بازتولید معنا ایفا می کند. نوآوری پژوهش در تاکید بر رابطه دوسویه میان مخاطب و متن و معرفی تاویل به عنوان ابزاری خلاقانه برای فهم هنر معاصر است. این مقاله درک تازه ای از پیوند میان هنر، معنا و مخاطب ارائه می دهد و زمینه ای برای بازاندیشی در نظریه های فلسفه هنر فراهم می سازد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علیرضا عزیزی
گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.
هاشم حسینی
دانشیار گروه پژوهش هنر و هنر اسلامی، دانشگاه نیشابور.