تحلیل شالوده شکنانه دو فیلم تیم برتون؛ ادوارد دست قیچی و کابوس پیش از کریسمس بر مبنای اندیشه ژاک دریدا

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 43

نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_IRA-3-2_009

تاریخ نمایه سازی: 29 آذر 1404

چکیده مقاله:

مقاله حاضر با رویکرد شالوده شکنی ژاک دریدا به تحلیل تطبیقی دو فیلم ادوارد دست قیچی (۱۹۹۰) و کابوس پیش از کریسمس (۱۹۹۳) اثر تیم برتون می پردازد. هدف پژوهش، آشکار ساختن سازوکارهای فروپاشی تقابل های دوتایی و مرکززدایی از معنا در ساختار روایی و سبک بصری این آثار است. پرسش اصلی آن است که شالوده شکنی چگونه در سطح تصویر، روایت و شخصیت پردازی در سینمای برتون تحقق می یابد. بدین منظور، مفاهیم بنیادین اندیشه دریدا از جمله تفاوت، تعلیق معنا، مرکززدایی و ناپایداری دال ها به عنوان چارچوب نظری مورد استفاده قرار گرفته اند و روش پژوهش بر تحلیل گفتمان تصویری و نشانه شناسی سینمایی استوار است. یافته های پژوهش نشان می دهد که برتون با ایجاد گسست در منطق تقابل های کلاسیک مانند زیبایی/زشتی، زندگی/مرگ، و نظم/آشوب، ساختار نشانه ای سینما را به چالشی فلسفی بدل می سازد. در ادوارد دست قیچی، پیکره هیبریدی قهرمان، نمود عینی مفهوم تفاوت است که هم زمان شباهت و گسست را در خود دارد. این شخصیت از طریق ناتوانی در پیوند با جهان انسانی، مرکز معنای «انسانیت» را متزلزل می کند. در کابوس پیش از کریسمس نیز برتون با ادغام دو نظام نمادین متضاد، مرزهای فرهنگی و ژانری را از بین می برد و «بازی بی پایان معنا» را به تصویر می کشد. تحلیل میزانسن ها و رنگ پردازی های متضاد نشان می دهد که سبک بصری برتون نه تزئینی، بلکه در خدمت مرکززدایی از روایت است. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که در سینمای برتون، شالوده شکنی نه تنها در سطح مفهومی بلکه در ساحت تصویری و زیبایی شناختی نیز جاری است؛ به گونه ای که فیلم به خود فرایند تعلیق معنا بدل می شود. این مقاله با پیوند دادن فلسفه دریدا به نشانه شناسی سینما، نشان می دهد که برتون از طریق تصویر، امکان تجربه بصری شالوده شکنی را فراهم می سازد و بدین سان، معنا را در وضعیت بی قرار و سیال نگه می دارد.

کلیدواژه ها:

نویسندگان

ابوالفضل دهقانی زاده

دانشجوی کارشناسی ارشد فلسفه هنر، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.

سهیلا منصوریان

استادیار گروه آموزشی فلسفه هنر، دانشکده هنر، دانشگاه نیشابور، نیشابور، ایران.