تاثیر یادگیری معکوس بر خودتنظیمی یادگیری و مدیریت زمان دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 91

فایل این مقاله در 12 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_BART-1-1_044

تاریخ نمایه سازی: 29 آذر 1404

چکیده مقاله:

یادگیری معکوس (Flipped Learning) به عنوان یک رویکرد نوین آموزشی، با بازتعریف نقش معلم و دانش آموز در فرایند یاددهی و یادگیری، تاثیر قابل توجهی بر خودتنظیمی یادگیری و مدیریت زمان دانش آموزان دارد. در این مدل، محتوای آموزشی پیش از کلاس در اختیار دانش آموز قرار می گیرد و زمان کلاس به فعالیت های مشارکتی، حل مسئله و بحث های تعاملی اختصاص می یابد. مرور نظام مند مطالعات موجود نشان می دهد که یادگیری معکوس توانمندی دانش آموزان را در برنامه ریزی، پایش و ارزیابی یادگیری شخصی افزایش می دهد و مهارت های مدیریت زمان را تقویت می کند. این روش، با فراهم کردن فرصت بازخورد مستمر و ایجاد محیط یادگیری فعال، باعث افزایش انگیزه، مسئولیت پذیری و خودکارآمدی دانش آموزان می شود. همچنین، چالش هایی همچون نیاز به زیرساخت های فناورانه و آمادگی معلمان برای طراحی موثر کلاس های معکوس نیز در ادبیات علمی برجسته شده است. نتایج این مرور نشان می دهد که یادگیری معکوس می تواند به عنوان یک استراتژی آموزشی موثر برای ارتقای خودتنظیمی یادگیری و مدیریت زمان در محیط های آموزشی مختلف مورد توجه قرار گیرد و تحقیقات آینده می تواند بر بهینه سازی روش های پیاده سازی و سنجش اثرات بلندمدت آن تمرکز کند.

نویسندگان

امیر حسین داودابادی فراهانی

کارشناس آموزش ابتدایی،دانشجومعلم دانشگاه فرهنگیان قم