بررسی تطبیقی فلسفی و تفسیری بدن اخروی انسان از دیدگاه علامه طباطبایی ره

سال انتشار: 1403
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 57

فایل این مقاله در 22 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_NJJZ-1-2_004

تاریخ نمایه سازی: 26 آذر 1404

چکیده مقاله:

یکی از مسائل مهم فلسفی و کلامی که همواره در طول تاریخ حیات بشر با ابهام و پیچیدگی های خاص همراه بوده، مسئله معاد است. آنچه موجب اختلاف در این مسئله است، کیفیت و چگونگی معاد در سرای دیگر است. با توجه به تفاوت دیدگاه فلاسفه در مسئله معاد، نگاه نوین و ابتکاری علامه طباطبایی، برگرفته از اصول حکمت متعالیه را می توان راهکاری دانست که به واسطه آن گره ای از پیچیدگی های مبهم معاد باز می شود. در این نوشتار، به بررسی دیدگاه تفسیری و فلسفی علامه طباطبایی(ره) درباره بدن اخروی می پردازیم. به نظر می رسد ایشان علی رغم پذیرش بیشتر آموزه های فلسفی حکمت متعالیه و تاثیر دادن آنها بر تفسیر آیات قرآن در بحث معاد جسمانی، اصل حرکت جوهری را همان گونه که در نفس مطرح است، در بدن نیز بیان می کند. ایشان در تفسیر پیدایش نفس، همانند صدرالمتالهین، به حرکت تکاملی بدن و تحول آن به نفس مجرد تاکید می کند و معتقد است انسان، حقیقتی ذومراتب است که در آغاز پیدایش، نفس و بدن با یکدیگر متحدند و در ادامه، بدن تابع نفس است و بدن صرفا ابزاری برای نفس است. وی همچنین ویژگی هایی همچون تجرد را با تمسک به آموزه های فلسفی و قرآنی برای نفس می پذیرد. آنچه در قیامت برای پاداش و کیفر ضروری است، همانندی در انسان بودن است که با وجود نفس محقق می شود و لازم نیست بدن اخروی در همه اجزا و صفات، عین بدن دنیوی باشد. چون نشئه آخرت درنهایت کمال و حیات است، بدن نیز باید متناسب با این نشئه تبدل یابد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که معاد، هم جسمانی است و هم روحانی. در پژوهش حاضر با توجه به آثار فلسفی و تفسیری این حکیم، این موضوع مورد تطبیق و ارزیابی قرار می گیرد و بیان می شود که آنچه در کتب فلسفی و تفسیری علامه طباطبایی درباره بدن اخروی بیان می شود، نه تنها منافاتی باهم ندارند، بلکه مکمل همدیگرند.

نویسندگان

زینب اسعدی

سطح سه غیرحضوری فلسفه جامعه الزهرا(س) و مدرس حوزه کوثر شهرستان آباده، آباده، ایران