وقتی فناوری معلم نمی شود: مرزهای حضور تکنولوژی در آموزش

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 46

فایل این مقاله در 14 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

RRCONF01_2820

تاریخ نمایه سازی: 26 آذر 1404

چکیده مقاله:

تحولات شتابان فناوری های دیجیتال در دهه های اخیر، آموزش را به یکی از اصلی ترین عرصه های مداخله تکنولوژیک بدل کرده است. از پلتفرم های آموزش الکترونیکی و سامانه های مدیریت یادگیری گرفته تا الگوریتم های یادگیری تطبیقی و هوش مصنوعی آموزشی، همگی با وعده هایی چون افزایش کارآمدی، دسترس پذیری، شخصی سازی و بهبود کیفیت یادگیری وارد میدان شده اند. در این میان، گفتمان مسلط آموزش دیجیتال، به تدریج مرز میان «ابزار آموزشی» و «فاعل آموزشی» را کمرنگ ساخته و این پرسش را به صورت ضمنی یا آشکار مطرح کرده است که آیا فناوری می تواند جایگزین معلم شود یا حتی خود به معلم بدل گردد. مقاله حاضر با اتخاذ رویکردی تحلیلی، انتقادی و فلسفی، این پرسش را به چالش می کشد و نشان می دهد که طرح چنین مسئله ای، بیش از آنکه به آینده آموزش پاسخ دهد، بیانگر سوءفهمی بنیادین از ماهیت آموزش و یادگیری انسانی است.این مقاله بر این فرض اساسی استوار است که آموزش، صرفا فرایندی فنی برای انتقال دانش یا مهارت نیست، بلکه رخدادی انسانی، رابطه محور و معنا ساز است که در بستر تعاملات میان ذهنی، تجربه زیسته و کنش های اخلاقی شکل می گیرد. از این منظر، معلم نه یک واسطه خنثی انتقال محتوا، بلکه فاعلی تربیتی است که نقش او در شکل دهی به افق های معنایی یادگیرنده، تربیت عقلانیت انتقادی، و ایجاد نسبت اخلاقی با دانش و جهان، نقشی غیرقابل جایگزین است. مقاله نشان می دهد که تلاش برای جایگزینی معلم با فناوری، مبتنی بر تقلیل آموزش به امری استانداردشده، کمی پذیر و الگوریتمیک است؛ تقلیلی که لایه های وجودی، اخلاقی و تفسیری آموزش را حذف یا به حاشیه می راند.در ادامه، مقاله به نقد عقلانیت ابزاری حاکم بر گفتمان فناوری آموزشی می پردازد و نشان می دهد که چگونه معیارهایی چون بهره وری، مقیاس پذیری و کنترل، جایگزین اهداف تربیتی شده اند. در این چارچوب، یادگیری به مجموعه ای از داده ها فروکاسته می شود و یادگیرنده به سوژه ای قابل پایش، ارزیابی و بهینه سازی تبدیل می گردد. مقاله استدلال می کند که این منطق، نه تنها یادگیری عمیق و معنا محور را تضعیف می کند، بلکه نقش معلم را نیز از فاعل تربیتی به مجری سیاست های فناورانه تقلیل می دهد. از این منظر، فناوری آموزشی صرفا ابزار نیست، بلکه حامل نوعی منطق قدرت و شکل خاصی از نظم آموزشی است که پیامدهای آن کمتر مورد تامل انتقادی قرار گرفته است.در نهایت، مقاله با پرهیز از هرگونه نفی مطلق فناوری، بر ضرورت بازتعریف نسبت معلم و فناوری تاکید می کند. فناوری، زمانی می تواند در خدمت آموزش قرار گیرد که جایگاه خود را به عنوان ابزار پشتیبان، و نه جایگزین کنش تربیتی معلم، حفظ کند. مقاله نتیجه می گیرد که مرزهای حضور مشروع فناوری در آموزش، نه بر اساس توانمندی های فنی آن، بلکه بر مبنای فهمی انسان محور از آموزش تعیین می شود. «وقتی فناوری معلم نمی شود»، آموزش امکان حفظ ماهیت انسانی، اخلاقی و رهایی بخش خود را می یابد.

نویسندگان

مهین حیدری

آموزگار ابتدایی مرکز اختلالات یادگیری شهر اهواز

وحید آذرست

مدیر آموزگار آموزش و پرورش عشایر خوزستان

لعیا اصغری فاقد

اموزگار اموزش وپرورش خوزستان