چکیده
زمینه:
خشکسالی به عنوان یکی از پیامدهای شدید تغییر اقلیم، تاثیرات گسترده ای بر سلامت روان
کشاورزان در مناطق خشک و نیمه خشک
ایران دارد. در شرایطی که اختلالات روانی در میان
کشاورزان فزونی یافته،
تاب آوری روانی به عنوان یک مولفه کلیدی در کاهش آسیب های روانی ناشی از
خشکسالی اهمیت پیدا کرده است. این مطالعه با هدف طراحی و پیشنهاد مجموعه ای از رویکردهای بومی، برای افزایش
تاب آوری روانی کشاورزان متاثر از
خشکسالی در ایران، انجام شد.
روش کار: این پژوهش در ادامه ی دو فاز پیشین از یک پایان نامه دکتری تخصصی انجام شد: نخست، مطالعه ای کیفی با رویکرد نظریه زمینه ای برای تبیین فرآیند
تاب آوری روانی کشاورزان انجام شد، و سپس آزمون کمی مدل مفهومی به دست آمده با روش مدل سازی معادلات ساختاری و مشارکت ۴۰۰ کشاورز مورد مطالعه قرار گرفت. در گام نهایی، با بهره گیری از رویکرد «ترجمه دانش به سیاست»، راهبردهای اجرایی برای عوامل کلیدی مدل استخراج شدند. این راهبردها در جلسات دلفی با خبرگان میان رشته ای بررسی و نهایی شده و در قالب یک خلاصه سیاستی مشتمل بر
راهبردهای بومی تدوین گردید.
یافته ها: مدل مفهومی نهایی نشان داد که سازگاری روانی
کشاورزان با خشکسالی، حاصل تعامل عوامل علی (نظیر ویژگی های شخصی، روان شناختی و دانشی) با عوامل مداخله گر (از جمله سلامت، اقتصاد، سیاست ها و فرهنگ) و راهبردهای مقابله ای است. بر این اساس، ۲۱ رویکرد مداخله ای طراحی شد که شامل اقداماتی در حوزه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، دینی، دانشی و فنی بود. این رویکردها از روایت های موفق، داستان گویی بومی، آموزش های مقابله ای، بازسازی حمایت های اجتماعی، توسعه بیمه های کشاورزی با رویکرد روانی و تنوع معیشت گرفته تا بازتعریف نقش کشاورز به عنوان مدیر بحران را دربر گرفت.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که
تاب آوری روانی کشاورزان در برابر خشکسالی، مفهومی چندلایه و متاثر از عوامل متنوع فردی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نهادی است که در قالب یک مدل مفهومی منسجم، فرآیند سازگاری ذهنی و عملی آنان را تبیین می کند. در پاسخ به این یافته، ۲۱ راهبرد سیاستی بومی تدوین شد که متناسب با زمینه های فرهنگی و نهادی مناطق آسیب پذیر، در سطوح مختلف فردی، خانوادگی، اجتماعی و نهادی قابلیت اجرا دارند. پیشنهاد کلیدی این پژوهش، ضرورت اتخاذ رویکردی بین بخشی و سازگار با فرهنگ محلی در سیاست گذاری برای مدیریت روانی
خشکسالی است. همچنین، بر نیاز به انجام پژوهش های بیشتر در زمینه ارزیابی اثربخشی این مداخلات، اجرای پایلوت های محلی و استفاده از تجربیات بین المللی برای غنی سازی چارچوب های بومی سیاست گذاری تاکید شده است.