تحلیل جامعه شناختی رمان «برید اللیل» با تکیه بر نظریه جورج لوکاچ

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 107

فایل این مقاله در 16 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

JR_SCJ-16-1_001

تاریخ نمایه سازی: 22 آذر 1404

چکیده مقاله:

بیان مسئله و هدف: میان رویکردهای متنوع نقد ادبی، جامعه ­شناسی ادبیات جایگاه ویژه ­ای دارد؛ این رویکرد با تکیه بر معیارهای اجتماعی به بررسی محتوای آثار ادبی می ­پردازد و به دنبال کشف و تبیین روابط پیچیده بین اثر ادبی و بسترهای اجتماعی شکل ­دهنده آن است. جورج لوکاچ (۱۸۸۵-۱۹۷۱م)، منتقد و نظریه پرداز برجسته معاصر، با ارائه نظریات بدیع، تحولی عمیق در رویکرد جامعه شناختی نقد ادبی ایجاد کرد. در نظریه او پیرامون رمان مفاهیمی نظیر رئالیسم، شخصیت نوعی، رابطه علی و معلولی و محتوای اجتماعی به مثابه ارکان اساسی تحلیل ادبی مطرح می­ شود. از دیدگاه لوکاچ، رئالیسم ناب باید تصویری یکدست و هماهنگ از انسان و جامعه ترسیم کند و در تلاش برای بازنمایی وحدت و یکپارچگی این دو عنصر اساسی باشد. رئالیسم مدنظر لوکاچ دارای سه ویژگی اساسی است؛ نخست انتقادی بودن آن است؛ لوکاچ بر این باور است که دوران­ های مهم تاریخی دوره­ هایی گذرا و سرشار از تغییر و تحول است که با چالش ­ها و تحولات فراوانی مواجه است. از این رو، نویسندگان واقع ­گرا باید با نگاهی انتقادی به جامعه بنگرند و نابرابری ­ها، بی عدالتی ­ها و سایر معضلات اجتماعی را به تصویر بکشند. ویژگی دوم رئالیسم لوکاچ چیرگی واقعیت است. این بدان معناست که نویسنده باید تشنه حقیقت باشد و واقعیت را صادقانه و بی ­پرده بیان کند. لوکاچ تاکید می­ کند که نویسنده واقع ­گرا باید تصویری عینی از واقعیت ارائه دهد، حتی اگر این تصویر با باورها و اعتقادات شخصی او در تضاد باشد. سومین اصل رئالیسم لوکاچی مردمی بودن است. این اصل حکم می ­کند که نویسنده مسائل اساسی و ژرف جامعه را در بالاترین سطح ممکن باز گو کند و به عمق دردها، احساسات، افکار و رفتارهای انسانی راه یابد. رمان «برید اللیل»، اثر نویسنده لبنانی، هدی برکات، که برنده جایزه بوکر عربی است، نمونه­ ای درخشان از آثاری است که، با رویکردی انتقادی و واقع ­گرایانه، تصویری تلخ و گزنده از اوضاع نابسامان و آشفته جامعه امروز به مخاطب عرضه می ­کند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل این رمان بر اساس اصول رئالیسم لوکاچی و برجسته ساختن نقش حیاتی و اثر گذار ادبیات در راستای فهم، تحلیل و بهبود کاستی­ ها و نابسامانی­ های جامعه است.روش­ شناسی: جامعه­ شناسی ادبیات، به مثابه رویکردی میان ­رشته­ ای، پیوندی عمیق بین دو حوزه مطالعاتی مجزا، یعنی جامعه و اثر ادبی، برقرار می ­سازد. این رهیافت با بررسی دقیق و تحلیل انتقادی روابط و تاثیرات متقابل در این دو حوزه در پی کشف چگونگی بازتاب نابسامانی­ های ساختاری جامعه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی بر ذهنیت و وجدان هنری نویسنده است. پژوهش حاضر با اتخاذ شیوه ­ای توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر چهارچوب نظری جورج لوکاچ به واکاوی رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات می ­پردازد. هدف غایی این پژوهش پاسخ گویی به این پرسش کلیدی است که چگونه نابسامانی­ های ساختاری جامعه، از طریق تمهیدات هنری و بازنمایی ­های روایی، در تار و پود رمان باز تولید و منعکس شده است.بحث و تحلیل: رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات، به عنوان اثری رئالیستی، به کاوش عمیق در معضلات اجتماعی می­ پردازد و تلاشی هدفمند را برای ارائه تصویری بی­ پرده از واقعیت­ های تلخ و ناگوار جامعه به نمایش می­ گذارد. از برجسته ­ترین مولفه ­های سبک­ شناختی برکات در این اثر، اتخاذ رویکردی انتقادی است که در قالب نقدی بنیادین بر شرایط نامطلوب جوامع عربی و جهان غرب تبلور می­ یابد. این نقد طیف گسترده ­ای از مسائل و معضلات، از جمله فقر موجود در جوامع عربی، توزیع نابرابر ثروت، پدیده ­هایی چون کودک همسری، کودکان کار، ازدواج ­های اجباری و... را در بر می­ گیرد. نویسنده، در این رمان، معضلات اجتماعی و آسیب­ های فرهنگی را بی­ پرده بیان می­ کند؛ از جمله آنها می­ توان به بی سوادی اشاره کرد که، از منظر او، معلول فقر و علت برخی نابسامانی­ های دیگر است. برکات، علاوه بر معضل بی ­سوادی، که بخش عظیمی از جامعه را از کنشگری موثر باز می ­دارد، به پدیده ­هایی نظیر انحرافات جنسی، تن­ فروشی و روسپیگری نیز اشارات صریحی دارد. برکات به بازتاب اساسی­ ترین چالش ­های زنان در عصر معاصر مبادرت می ­ورزد و انتقاد شدید خود را از خشونت، تنبیه بدنی و آزار جنسی زنان، که از موارد شایع ستم بر آنان به شمار می­ آید، ابراز می­ دارد. پیامد­های ویران­گر جنگ، از جمله دست گیری­ های بی ­دلیل، وضعیت اسفبار زندان­ ها، شکنجه و تجاوز به زندانیان از دیگر موضوعاتی است که نویسنده به شیوه ­ای دردناک به روایت آنها می پردازد. بر اساس دیدگاه لوکاچ، رئالیسم سترگ و راستین باید در بردارنده اساسی­ ترین و حادترین مشکلات جامعه باشد. در همین راستا، برکات نیز بر یکی از مسائل مهم جهان معاصر، یعنی مسئله مهاجران و پناهندگان تمرکز می کند و مشکلات آنها را به تصویر می­ کشد. با بررسی رمان برید اللیل در چهارچوب نقد جامعه شناختی بر مبنای نظریه لوکاچ شواهد متعددی دال بر حضور رئالیسم انتقادی، پیروزی رئالیسم و مردمی بودن، که به عنوان سه اصل بنیادین این نظریه شناخته می­ شود، مشاهده شد.دستاوردها: نتایج این تحلیل نشان می ­دهد که روح رئالیسم لوکاچی به شیوه ­ای پویا در این رمان تجلی یافته است. نویسنده جهانی را به تصویر کشیده است که ضربان نبض واقعیت­ های اجتماعی در بافت روایی آن به وضوح احساس می­ شود. برکات در این اثر به بازنمایی عینی و نقادانه مسائلی از جمله فقر و فاصله طبقاتی، جنگ ­های ویران­گر و شیوع بی­ سوادی پرداخته که به زعم وی جامعه بشری را به سوی سراشیبی انحطاط سوق داده است. بازتاب این معضلات ساختاری در ظهور پدیده ­هایی چون کودکان کار و کودک آزاری، ازدواج های اجباری و کودک همسری، بیکاری، اعتیاد، انحرافات جنسی و... مشهود است.

نویسندگان

علی سلیمی

گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

جبار آذربار

گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.