بررسی و تحلیل واژه های مشک، نافه و گلاب در آثار خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی
سال انتشار: 1402
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 43
نسخه کامل این مقاله ارائه نشده است و در دسترس نمی باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_CLQAN-19-75_007
تاریخ نمایه سازی: 22 آذر 1404
چکیده مقاله:
واژه های گلاب، مشک و نافه هر سه از یک نگاه مشترک در رابطه عاشق و معشوق بهره می برند. درواقع هر سه این واژگان به عنوان وجه تمثیل حالاتی بکار می روند که از نظر شاعر (عاشق) زیبایی معشوق را به نمایش در می آورند. روش مطالعه: پژوهش پیش رو با استفاده از مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. محدوده مورد مطالعه نیز اشعار سه شاعر مطرح به نام های خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی است.
مشک، نافه در دوره های مختلف مورد توجه ایرانیان قرار داشته اند به طوری که در اشعار، شاعران سده های مختلف ظهور و بروز یافته اند. شاعران برای برخی از ویژگی های اصلی مشک و نافه و شماری از ویژگی های انسانی از جمله بوی یار یا بوی زلف معشوق تصویرسازی کرده اند که این استفاده از مشک در صور خیال شاعرانه، در دوره های گوناگون و با توجه به سبک شاعران، متفاوت است.
تحلیل کمی این واژه ها در اشعار مورد بررسی قرار گرفته از هر سه شاعر مطرح در این تحقیق نشان می دهد که نگاه بیدل دهلوی نسبت به گل و گلاب از برجستگی بیشتری نسبت به دو شاعر دیگر برخوردار است. این در حالی است نگاه حافظ و خاقانی از منظر کمی بیشتر بر روی مشک و نافه قرار دارد. ولی تک بیت هایی در دیوان حافظ و خاقانی مشاهده می شود که درباره رابطه گلاب و گل از ویژگی های منحصر به فردی سود می برند. خاقانی، حافظ و بیدل دهلوی هر کدام با استفاده از عناصر طبیعی همچون مشک، نافه و گلاب در اشعار خود سعی نموده اند تصاویری زیبا را در ذهن مخاطب خویش بوجود بیاورند.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
حسن نجفی لیسه رودی
دانشجوی دکتری ،گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد خلخال،خلخال،ایران.
محمدرضا شاد منامن
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه آزاد اسلامی،واحد خلخال،خلخال،ایران
علی محمد موذنی
استاد گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه تهران،تهران،ایران
ثورالله نوروزی داودخانی
استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی،دانشگاه پیام نور،خلخال،ایران.