تحلیل تطبیقی نظریه راجرز و مازلو درباره خودشکوفایی و رشد فردی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 185
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_989
تاریخ نمایه سازی: 19 آذر 1404
چکیده مقاله:
هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی دو نظریه بنیادین در روان شناسی انسان گرایانه، یعنی نظریه «شخصیت و درمان مراجع محور» کارل راجرز و «سلسله مراتب نیازها» و مفهوم «خودشکوفایی» آبراهام مازلو، با تمرکز بر مفهوم رشد فردی و تحقق خویشتن است. این دو نظریه، اگرچه هر یک رویکرد متفاوتی به انگیزش و ساختار شخصیت دارند، اما در نهایت، به عنوان پایه های نظری روان شناسی مثبت نگر درک معاصر از خودشکوفایی را شکل داده اند. این مطالعه با روش کیفی–تحلیلی و با رویکرد تطبیقی (Comparative Content Analysis) انجام گرفت.در این پژوهش، متون اصلی نظریه های راجرز (۱۹۵۱، ۱۹۶۱) و مازلو (۱۹۴۳، ۱۹۷۰) به همراه تفاسیر جدید در متون روان شناسی معاصر مورد بررسی قرار گرفت. چهار محور اصلی مقایسه عبارت بودند از: تعریف خودشکوفایی، فرایند رشد فردی، نقش محیط و شرایط، و شاخص های عملی خودشکوفایی. داده ها به صورت قیاسی–تحلیلی بررسی شدند.نتایج نشان داد که اگرچه هر دو نظریه در ستایش رشد درونی و تحقق خویشتن همسو هستند، اما راجرز بر "فرآیند هم خوانی و پذیرش بی قید و شرط" تاکید دارد، در حالی که مازلو بر "ساختار سلسله مراتبی نیازها و انگیزش های درونی" متمرکز است. راجرز رشد را فرایندی پویا و باز، و مازلو آن را نقطه ای نهایی و متعالی تعریف می کند. همچنین، راجرز خود شکوفایی را در دسترس همه افراد می داند؛ در حالی که مازلو آن را به درصد کمی از افراد اختصاص می دهد.
کلیدواژه ها:
خودشکوفایی ، رشد فردی ، انسان گرایی ، راجرز ، مازلو ، نظریه انگیزش ، شخصیت ، پذیرش بی قید و شرط ، روان شناسی مثبت نگر
نویسندگان
رضا ایمانخواه
استادیار گروه روانشناسی ، دانشکده علوم انسانی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد زابل
مینا پوربزی
دانشجو ارشد روانشناسی زابل