توانمندسازی معلمان ابتدایی ایران: چارچوبی راهبردی برای شناسایی و مدیریت چالش های روانشناختی در کلاس درس
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 27
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_351
تاریخ نمایه سازی: 19 آذر 1404
چکیده مقاله:
بخش ۱: چشم انداز سلامت روان در مدارس ابتدایی ایران: تعریف بحران۱-۱. مقدمه: تغییر پارادایم نقش معلمنظام آموزشی مدرن در ایران و جهان، در حال گذار از یک پارادایم سنتی مبتنی بر «انتقال دانش» به یک رویکرد جامع «تربیتی» است. در این پارادایم نوین، مدرسه دیگر صرفا محل پرورش نیروی عقلی دانش آموزان نیست، بلکه مسئولیت مستقیم «تامین بلوغ عاطفی» و «تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگارانه» آنان را نیز بر عهده دارد. در این اکوسیستم جدید، معلم، به ویژه در مقطع ابتدایی، نقشی فراتر از یک مربی آموزشی ایفا می کند؛ او به «خط مقدم» بهداشت روان و مراقبت تربیتی تبدیل شده است. از معلم انتظار می رود که با جلب اطمینان کودک، مشکلات او را جویا شده و دانش آموز را از دلهره و اضطراب نجات دهد. این تغییر بنیادین، انتظارات روانشناختی سنگینی را بر کادر آموزشی تحمیل کرده است که نیازمند بازنگری اساسی در صلاحیت ها و مهارت های حرفه ای آنان است. ۱-۲. اپیدمیولوژی چالش های روانشناختی در مدارس ابتدایی ایرانبررسی های پژوهشی در ایران نشان دهنده شیوع قابل توجه اختلالات روانشناختی در میان دانش آموزان دبستانی است که مستقیما محیط کلاس درس را تحت تاثیر قرار می دهد.اختلال کمبود توجه-بیش فعالی (ADHD): این اختلال به عنوان «شایع ترین اختلال روانپزشکی کودکان در سنین مدرسه» در ایران شناخته می شود. مطالعات همه گیرشناسی در شهرهای مختلف کشور، ابعاد این چالش را روشن می سازد. در یک مطالعه مقطعی در شیراز بر روی دانش آMوزان ۶ تا ۱۱ ساله، شیوع کلی ADHD معادل ۸.۵% برآورد شد. مطالعه مشابهی در همدان بر روی دانش آموزان ۷ تا ۱۲ ساله، شیوع کلی ۸.۶۲% را گزارش کرد. پژوهشی دیگر در تهران، شیوع این اختلال را در کودکان زیر ۱۴ سال ۱۲.۶% تخمین زده است. این آمارها نشان می دهد که در یک کلاس درس استاندارد، معلمان به طور متوسط با ۲ تا ۳ دانش آموز مواجه هستند که نیازمند مدیریت تخصصی ADHD می باشند. اختلالات یادگیری (LD) و همبودی (Co-morbidity): چالش های یادگیری اغلب با مسائل روانشناختی همراه هستند. پژوهش انجام شده در همدان نشان داد که ۷% از کل گروه نمونه دارای اختلال یادگیری بودند و ۴.۵۴% دانش آموزان، به طور همزمان دارای هر دو اختلال ADHD و اختلال یادگیری بودند. اختلالات اضطرابی و افسردگی: اگرچه آمار شیوع این اختلالات به دقت ADHD در منابع موجود مشخص نشده است، اما اضطراب، افسردگی و استرس به عنوان مشکلات رو به رشد و بنیادین در میان دانش آموزان شناسایی شده اند که بر موفقیت تحصیلی و رشد مهارت های اجتماعی آنان تاثیر عمیق دارد. چالش های رفتاری و اجتماعی: مشکلاتی نظیر پرخاشگری، قلدری ، نیاز افراطی به جلب توجه و مشکلات انضباطی عمومی که اغلب ریشه در کسل کننده بودن محیط کلاس، عدم درک قوانین یا اختلالات زمینه ای تشخیص داده نشده دارند. ۱-۳. پیامدهای اهمال: تاثیر چالش های روانشناختی بر اکوسیستم کلاس درسنادیده گرفتن یا مدیریت نادرست این چالش ها، پیامدهای مخربی برای کل فرآیند آموزشی به همراه دارد:افت عملکرد تحصیلی: ارتباط مستقیمی میان این اختلالات و شکست تحصیلی وجود دارد. دانش آموزان مبتلا به ADHD در مقایسه با همسالان خود، به طور معناداری نمرات درسی و انضباطی پایین تری دریافت می کنند. اختلالات روانی درمان نشده منجر به فقدان تمرکز، اختلال در حافظه و کاهش عملکرد تحصیلی می شود. اختلال در مدیریت کلاس: رفتارهای ناشی از اختلالات روانشناختی، منجر به آشفتگی و هرج ومرج در کلاس درس شده و توانایی معلم برای مدیریت موثر محیط یادگیری را به شدت تضعیف می کند. پیامدهای بلندمدت: در صورت عدم مداخله، این اختلالات می توانند منجر به پیامدهای شدیدتری مانند ترک تحصیل، افزایش رفتارهای پرخطر، قلدری و سرپیچی مزمن از قوانین مدرسه شوند. این شواهد نشان می دهد که نظام آموزشی و پژوهشی ایران، ممکن است دچار یک «سوگیری شناسایی» (Identification Bias) باشد. تمرکز عمده آماری بر اختلالات «بیرونی سازی شده» (Externalizing) مانند ADHD است ، زیرا این رفتارها به طور مستقیم «مختل کننده» (Disruptive) نظم کلاس هستند. در مقابل، اختلالات «درونی سازی شده» (Internalizing) مانند اضطراب و افسردگی، که اغلب «ساکت» هستند، آمار شیوع دقیقی در این پژوهش ها ندارند. این اختلالات پنهان، که ممکن است به همان اندازه یا حتی بیشتر شایع باشند، اغلب با برچسب هایی نظیر «تنبل»، «بی انگیزه» یا «خجالتی» نادیده گرفته می شوند. بنابراین، بحران واقعی سلامت روان در مدارس ابتدایی، احتمالا بسیار گسترده تر از آن چیزی است که آمار ADHD نشان می دهد. توانمندسازی معلمان باید این سوگیری را اصلاح کرده و تمرکز را از «مدیریت انضباط» به «حمایت همه جانبه از سلامت روان» تغییر دهد.
نویسندگان
سعیده نادری
اموزگار پابه پنجم دبستان های استان البرز