نقش هوش هیجانی در بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان

سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 65

فایل این مقاله در 17 صفحه با فرمت PDF و WORD قابل دریافت می باشد

استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:

لینک ثابت به این مقاله:

شناسه ملی سند علمی:

CSEMCONF01_252

تاریخ نمایه سازی: 19 آذر 1404

چکیده مقاله:

در سال های اخیر، توجه به مولفه های غیرشناختی در فرآیند یاددهی-یادگیری، به ویژه در دوره ابتدایی، افزایش چشمگیری یافته است. یکی از این مولفه های مهم، هوش هیجانی است که به عنوان توانایی فرد در شناخت، درک، تنظیم و مدیریت هیجانات خود و دیگران تعریف می شود. در نظام های آموزشی نوین، دیگر صرفا بر توانایی های شناختی مانند حافظه و استدلال تاکید نمی شود، بلکه مهارت هایی همچون خودآگاهی، همدلی، و کنترل هیجانات نیز به عنوان عوامل موثر در موفقیت تحصیلی شناخته می شوند (گلمن، ۱۳۹۷). دانش آموزان دوره ابتدایی در مرحله ای از رشد قرار دارند که پایه های شخصیتی، اجتماعی و تحصیلی آن ها در حال شکل گیری است. در این دوره، آموزش مهارت های هیجانی می تواند نقش مهمی در بهبود عملکرد تحصیلی ایفا کند. کودکانی که قادر به درک و مدیریت احساسات خود هستند، در مواجهه با چالش های آموزشی، استرس کمتری را تجربه می کنند و با انگیزه بیشتری در فعالیت های یادگیری مشارکت می نمایند (صادقی، ۱۳۹۸). پژوهش های متعددی نشان داده اند که بین هوش هیجانی و موفقیت تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به عنوان مثال، شریفی درآمدی و همکاران (۱۴۰۰) در مطالعه ای تجربی دریافتند که آموزش مهارت های هوش هیجانی به دانش آموزان ابتدایی، موجب بهبود نمرات درسی، افزایش مشارکت کلاسی و کاهش رفتارهای پرخاشگرانه شده است. این یافته ها نشان می دهد که هوش هیجانی نه تنها بر جنبه های عاطفی و اجتماعی، بلکه بر عملکرد تحصیلی نیز تاثیرگذار است. یکی از مولفه های کلیدی هوش هیجانی، خودآگاهی است؛ یعنی توانایی فرد در شناخت احساسات و افکار خود. دانش آموزی که از خودآگاهی بالایی برخوردار است، بهتر می تواند نقاط قوت و ضعف خود را بشناسد و برای بهبود عملکرد تحصیلی اش برنامه ریزی کند. این مهارت، به ویژه در سنین پایین، از طریق فعالیت هایی مانند نوشتن خاطرات، گفت وگوهای گروهی و بازی های نقش آفرینی قابل تقویت است (دهقانی و همکاران، ۱۳۹۹). همدلی، به عنوان مولفه ای دیگر از هوش هیجانی، به دانش آموزان کمک می کند تا احساسات دیگران را درک کرده و روابط اجتماعی سالم تری برقرار کنند. در محیط کلاس، این مهارت باعث افزایش همکاری، کاهش تعارض و ایجاد فضای یادگیری مثبت می شود. معلمانی که فضای همدلانه ای در کلاس ایجاد می کنند، زمینه را برای رشد هیجانی و تحصیلی دانش آموزان فراهم می سازند (موسوی، ۱۴۰۱). مهارت خودکنترلی نیز نقش مهمی در موفقیت تحصیلی ایفا می کند. دانش آموزانی که می توانند هیجانات منفی مانند خشم، اضطراب یا ناامیدی را کنترل کنند، در مواجهه با شکست های تحصیلی، انعطاف پذیرتر عمل می کنند و سریع تر به مسیر یادگیری بازمی گردند. این مهارت از طریق تمرین های ذهن آگاهی، آموزش حل مسئله و تقویت تاب آوری قابل آموزش است (کریمی، ۱۳۹۸). نقش معلم در آموزش و تقویت هوش هیجانی بسیار حیاتی است. معلمان می توانند با استفاده از روش های فعال یادگیری، مانند داستان گویی، بازی های گروهی، نمایش درمانی و بحث های کلاسی، زمینه رشد هیجانی دانش آموزان را فراهم کنند. همچنین، رفتار و تعامل معلم با دانش آموزان، الگویی برای یادگیری هیجانی آنان محسوب می شود (احمدی و همکاران، ۱۳۹۷). از سوی دیگر، خانواده نیز نقش مکملی در پرورش هوش هیجانی ایفا می کند. والدینی که با فرزندان خود گفت وگوهای هیجانی دارند، احساسات آن ها را به رسمیت می شناسند و به آن ها در مدیریت هیجانات کمک می کنند، زمینه ساز رشد هیجانی سالم در فرزندان خود هستند. همکاری بین خانه و مدرسه در این زمینه می تواند اثربخشی آموزش های هیجانی را دوچندان کند (حسینی، ۱۴۰۰). در نهایت، یافته های این پژوهش نشان می دهد که هوش هیجانی یکی از عوامل کلیدی در بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ابتدایی است. آموزش مهارت های هیجانی باید به عنوان بخشی از برنامه درسی مدارس در نظر گرفته شود تا دانش آموزان نه تنها در حوزه های علمی، بلکه در زندگی فردی و اجتماعی نیز موفق عمل کنند. این امر مستلزم بازنگری در سیاست های آموزشی و توانمندسازی معلمان در حوزه آموزش هیجانی است (یوسفی، ۱۳۹۹).

نویسندگان

کرامت قلندرزهی ریگی

گروه مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد خاش

فاطمه فاتحی دادکان

دانشجوی کارشناسی آموزش و پرورش ابتدایی دانشگاه آزاد اسلامی واحد خاش