بررسی ارتباط میان درون گرایی و برون گرایی با مشارکت کلاسی و عملکرد تحصیلی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 52
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_239
تاریخ نمایه سازی: 19 آذر 1404
چکیده مقاله:
این پژوهش به بررسی رابطه میان دو مولفه بنیادی ساختار شخصیت، یعنی درون گرایی و برون گرایی، با میزان مشارکت کلاسی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان می پردازد و تلاش می کند این پیوند را نه تنها از منظر روان سنجی و تفاوت های فردی، بلکه از دیدگاه تنظیم هیجان، کارکردهای اجرایی و اقلیم هیجانی کلاس تحلیل کند. درون گرایی و برون گرایی به عنوان ابعاد اصلی مدل پنج عاملی شخصیت، بنیانی ترین شیوه های فرد برای پردازش محرک های محیطی، تعامل اجتماعی و مدیریت انرژی روانی–هیجانی را شکل می دهند. یافته های پژوهش های اخیر نشان می دهند که این دو سبک شخصیتی نه تنها موجب تفاوت در رفتارهای اجتماعی نظیر سخن گفتن، جرئت ورزی و ابراز هیجان می شوند، بلکه به طور مستقیم بر سازوکارهای عصبی–شناختی از جمله فعالیت ناحیه قشر پیش پیشانی پشتی جانبی (DLPFC)، نقش ACC در نظارت شناختی و تنظیم هیجان، و حساسیت آمیگدال نسبت به موقعیت های اجتماعی اثرگذارند؛ عواملی که هر یک می توانند بر کیفیت مشارکت کلاسی و موفقیت تحصیلی تاثیر بگذارند.درون گرایان معمولا در محیط هایی که نیازمند پردازش عمیق، تمرکز پایدار و یادگیری درون نگرانه است عملکرد بهتری نشان می دهند؛ زیرا سرعت تحریک پذیری آنها پایین تر و سیستم فعال سازی رفتاری شان (BAS) کم تحریک تر است، در نتیجه شرایط شلوغ یا تعاملات پی درپی کلاس ممکن است برای آنها بار شناختی و هیجانی بیشتری ایجاد کند. این امر، به ویژه در اقلیم های کلاسی با تهدیدهای هیجانی بالا (مانند ارزیابی شفاهی یا رقابت آشکار) می تواند به کاهش مشارکت کلامی، افزایش خودنظارتی و محدود شدن رفتارهای فعال منجر شود؛ هرچند این دانش آموزان در مشارکت های نوشتاری، تحلیل های عمیق و تکالیف مستقل معمولا عملکرد مطلوبی دارند. در مقابل، برون گرایان که از تحریک محیطی انرژی می گیرند و آستانه تحریکی بالاتری دارند، در فضاهای اجتماعی و تعاملی به طور طبیعی مشارکت کلامی و رفتاری بیشتری نشان می دهند. برون گرا بودن با سطوح بالاتر رفتار اجتماعی، افزایش اعتمادبه نفس موقعیتی، گرایش به یادگیری مبتنی بر مشارکت و تمایل بیشتر به تعامل با معلم و همسالان همراه است. همین ویژگی ها سبب می شود عملکرد تحصیلی آنان در فعالیت های گروهی و بحث محور برجسته تر باشد، هرچند در تکالیف نیازمند تمرکز طولانی مدت یا پردازش آرام و عمیق گاهی با چالش های بیشتری مواجه می شوند.نتایج مطالعات ترکیبی نشان می دهد که شخصیت به طور مستقیم عملکرد تحصیلی را پیش بینی نمی کند، بلکه از طریق میانجی هایی مانند سبک مشارکت، خودتنظیمی تحصیلی، خودکارآمدی هیجانی، و ادراک عدالت آموزشی بر موفقیت آموزشی اثر می گذارد. دانش آموزان درون گرا، در صورت برخورداری از اقلیم هیجانی امن و فرصت های مشارکت غیرکلامی، می توانند سطوح بالایی از موفقیت تحصیلی را نشان دهند؛ در مقابل، فشار برای مشارکت شفاهی بدون در نظر گرفتن تفاوت های شخصیتی ممکن است موجب اضطراب اجتماعی، فعال شدن بیش از حد محور HPA و کاهش ظرفیت شناختی آنان شود. این در حالی است که برون گرایان در کلاس هایی با ساختار تعاملی، بازخورد سریع و فعالیت های مشارکتی، نه تنها احساس تعلق بیشتری می یابند، بلکه با افزایش انگیزش درونی و کاهش بار هیجانی عملکرد تحصیلی بهتری نیز ارائه می دهند.به طور کلی، یافته ها بر ضرورت طراحی نظام آموزشی حساس به تفاوت های شخصیتی تاکید دارند؛ نظامی که با فراهم کردن مسیرهای چندگانه برای مشارکت، کاهش تهدیدهای هیجانی و تقویت خودتنظیمی تحصیلی، بتواند انواع سبک های شخصیت را به صورت هم زمان حمایت کند. این رویکرد در نهایت موجب ارتقای عدالت آموزشی، افزایش کیفیت تعاملات کلاسی و بهبود عملکرد تحصیلی در سطح فردی و جمعی می شود.
کلیدواژه ها:
درون گرایی ، برون گرایی ، مشارکت کلاسی ، عملکرد تحصیلی ، تنظیم هیجان ، خودتنظیمی تحصیلی ، اقلیم هیجانی کلاس ، محور HPA ، DLPFC ، ACC ، آمیگدال ، تفاوت های فردی ، مدل پنج عاملی شخصیت ، یادگیری عمیق ، انگیزش تحصیلی ، خودکارآمدی هیجانی
نویسندگان