بازنمایی مفهوم «انسان کامل» در آثار عطار و مولوی
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 51
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_232
تاریخ نمایه سازی: 19 آذر 1404
چکیده مقاله:
مفهوم «انسان کامل» یکی از بنیادی ترین ایده ها در سنت عرفان اسلامی است که در آثار عطار نیشابوری و مولوی به صورت نظام مند، چندلایه و مبتنی بر تجربه شهودی بازنمایی شده است. عطار که ساختار سلوک را عمدتا در قالب روایی، تمثیلی و مبتنی بر تطهیر نفسانی ترسیم می کند انسان کامل را موجودی می داند که با عبور از مراتب هفت گانه سلوک، با فروگذاشتن تعلقات نفسانی و رسیدن به فنا، قابلیت تجلی اسماء الهی را در خویش محقق می سازد. در «منطق الطیر» این الگو در قالب سفر پرندگان به سوی سیمرغ مطرح می شود؛ جایی که سیمرغ نه موجودی خارجی، بلکه تمثیلی از حقیقت انسان کامل و اتحاد سالک با حقیقت مطلق است. عطار در این دستگاه فکری، بر نابودی «خود موهوم»، ترک خواسته های پست و شهود وحدت در کثرت تاکید می کند.در مقابل، مولوی با رویکردی پویا، وجودشناختی و مبتنی بر عشق، مفهوم انسان کامل را از مرتبه ای صرفا سلوکی به سطحی هستی شناسانه ارتقاء می دهد. از نگاه مولوی، انسان کامل مظهر اعلای اسم «حق» و آیینه تمام نمای صفات الهی است و به واسطه «عشق»، نه فقط از نفس رها می شود، بلکه به سرچشمه هستی اتصال می یابد. در «مثنوی معنوی» و «دیوان شمس» انسان کامل نه نتیجه سلوک تدریجی، بلکه «قطب هستی» و «جان جهان» است که نقش هدایت گری و واسطه فیض میان حق و خلق را بر عهده دارد. مولوی با تاکید بر حرکت جوهری، پویایی روح، عشق کیهانی و انسان مداری عرفانی، طرحی از انسان کامل عرضه می کند که در آن انسان، مرکز تحول هستی و حامل ظرفیت بی نهایت برای صعود است.در مقایسه تطبیقی، عطار بیشتر بر «مسیر شدن» و «تطهیر» تاکید دارد، در حالی که مولوی بر «بودن» و «تجلی» متمرکز است. انسان کامل در نگاه عطار نتیجه رنج، ریاضت و گذار از مراحل دشوار سلوک است؛ اما در اندیشه مولوی، انسان کامل همچون خورشیدی ازلی است که در هر عاشق صادق، امکان ظهوری تازه می یابد. هر دو شاعر بر وحدت وجود، فنا، عشق الهی، خلافت انسان و تجلی اسماء تاکید دارند، اما نوع بازنمایی و تاکیدهای عرفانی آنان متفاوت است: عطار با زبان رمز و تمثیل و مولوی با زبان وجودشناختی، کیهان شناسانه و آمیخته با شور عاشقانه.یافته های این بررسی نشان می دهد که مفهوم انسان کامل در این دو منظومه عرفانی، نه تنها بنیاد تجربه عرفانی و اخلاقی است، بلکه بعدی انسان شناختی و تربیتی نیز دارد؛ به گونه ای که می تواند الگویی برای تبیین ظرفیت های رشد انسان، تحول درونی و شکل گیری شخصیت متعالی در سنت عرفانی فارسی فراهم آورد. این مفهوم همچنین در تداوم تاریخی، پیش زمینه ای برای صورت بندی نظریه انسان کامل در عرفان ابن عربی و پیروان او ایجاد کرده و سهم مهمی در پیوند میان عرفان، انسان شناسی و اخلاق اسلامی داشته است.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
فائزه وطن دوست
دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی
شهربانو رنود
دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی
ماریه محمدی
دانشجوی رشته زبان و ادبیات فارسی
خلیل برزو
استادیار دانشگاه فرهنگیان خراسان شمالی