تحلیل گفتمان آموزشی در کتاب های درسی ابتدایی ایران
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 49
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
CSEMCONF01_088
تاریخ نمایه سازی: 19 آذر 1404
چکیده مقاله:
تحلیل گفتمان آموزشی به مثابه رویکردی انتقادی در فهم سازوکارهای زبانی و اجتماعی نظام آموزشی، امکان بازشناسی چگونگی تولید معنا، بازتولید قدرت و ساخت هویت در متون درسی را فراهم می سازد. کتاب های درسی دوره ابتدایی در ایران نه تنها ابزار انتقال دانش اند، بلکه حامل گفتمان های فرهنگی، سیاسی، اخلاقی و مذهبی هستند که در قالب زبان، تصویر، روایت، و ساختار روایتگری، جهان بینی خاصی را به دانش آموزان القا می کنند. این مطالعه با تکیه بر چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی (CDA) و رهیافت های برگرفته از آثار نورمن فرکلاف (Fairclough) و تئون ون دایک (van Dijk)، در پی آن است تا نحوه شکل گیری گفتمان های مسلط در کتاب های درسی ابتدایی ایران را از منظر زبان، قدرت، و ایدئولوژی بررسی کند.بررسی کیفی محتوای این متون نشان می دهد که ساختار زبانی کتاب ها غالبا مبتنی بر گفتمان انضباط، اطاعت، همنوایی و فضیلت گرایی دینی است که از طریق شخصیت های الگویی (معلم، والد، پیامبر، شهید، کودک مطیع)، واژگان ارزشی و روایت های اخلاقی به بازتولید نظم اجتماعی مطلوب نظام آموزشی می انجامد. در مقابل، گفتمان های تحول خواه، انتقادی و گفت وگومحور، به صورت ضمنی و محدود حضور دارند و غالبا در چارچوب اخلاق فردی یا تربیت شهروندی تقلیل می یابند. زبان کتاب ها در نسبت با قدرت و ایدئولوژی، ساختار سه گانه ای از معنا را پی گیری می کند:۱. سطح واژگانی: انتخاب واژه های معنایی ارزشی چون «وظیفه»، «احترام»، «ایثار»، «خوبی» و «جمع» که دلالت بر جهت گیری هنجاری و اخلاقی دارد؛۲. سطح نحوی و روایی: استفاده از جمله های امری، خبری قطعی و سوم شخص که کنش زبانی را از حالت گفت وگو به وضعیت دستور و اطلاع انتقال می دهد؛۳. سطح گفتمانی ایدئولوژیک: تاکید بر وحدت ملی، حفظ سنت، تقدس کار و اطاعت از بزرگ تر که کارکرد اصلی گفتمان آموزشی را در سازمان دهی رفتارهای اجتماعی و تربیتی تثبیت می کند.از منظر فرهنگی، کتاب های ابتدایی در ایران بازتابی از پیوند میان نظام دانایی دینی ملی و دولت آموزشی هستند. این کتاب ها نه تنها به آموزش سواد پایه می پردازند، بلکه سازوکار مشروعیت بخشی به ارزش های بنیادین جامعه را نیز سامان می دهند. بر اساس تحلیل نشانه شناختی، حضور عناصر بصری (تصاویر معلم با چهره آرام، کودکان منظم، طبیعت پاک و خانواده سنتی) نشان دهنده ی تثبیت معنای «نظم، پاکی و تقلید از امر خوب» در ذهن کودک است. چنین تصویری موجب شکل دهی به ذهنیت مطیع، اما خیرخواه و اجتماعی دانش آموز می شود؛ ذهنیتی که به جای پرسشگری، بر پذیرش و سازگاری تمرکز دارد.با این حال، مواجهه با تحولات جهانی در عرصه آموزش و ظهور گفتمان های نوین نظیر یادگیری انتقادی، سواد چندوجهی، عدالت آموزشی و ذهنیت شهروندی جهانی ایجاب می کند تا بازنگری در زبان آموزشی این کتاب ها صورت گیرد. بازتولید گفتمان سنتی اگر بدون توازن با گفتمان های عقلانی و دموکراتیک ادامه یابد، می تواند مانع پرورش تفکر انتقادی، خلاقیت و زیست هیجانی سالم در کودکان شود. از این رو، نتیجه پژوهش حاضر دلالت دارد که بازطراحی زبان آموزشی پایه باید بر سه اصل بنیادین استوار گردد:ارتقای گفتمان گفت وگومحور و پرسش گر در مقابل گفتمان تکراری و ارشادی؛تقویت هویت عاملیت گرای کودک در متن، تصویر و دستور زبان؛توازن میان ارزش های فرهنگی ملی و سواد جهانی و عاطفی برای ایجاد انسجام تربیتی در سطوح شناختی، هیجانی و اجتماعی.در مجموع، تحلیل گفتمان آموزشی در کتاب های درسی ابتدایی ایران نشان می دهد که زبان این متون نه تنها ابزار انتقال معنا، بلکه سازوکار قدرت نمادین در شکل دهی به ذهنیت کودک ایرانی است؛ ذهنیتی که در گذار از تبعیت به خودآگاهی، نیازمند بازنگری در زبان، روایت و نشانه های تربیتی است.
کلیدواژه ها:
تحلیل گفتمان انتقادی ، کتاب های درسی ابتدایی ، زبان قدرت ، آموزش و پرورش ایران ، ایدئولوژی تربیتی ، هویت فرهنگی ، تفکر انتقادی ، گفتمان دینی ملی ، بازتولید معنای آموزشی ، سیاست زبانی مدرسه ای.
نویسندگان
شهلا رشیدی
آموزگار
بهیه حسین نژاد
آموزگار