بازتاب بحران های هویتی، نابرابری جنسیتی و پارادوکس میان سنت و مدرنیته در کتاب «زن زیادی » جلال آل احمد
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله ژورنالی
زبان: فارسی
مشاهده: 54
فایل این مقاله در 26 صفحه با فرمت PDF قابل دریافت می باشد
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
JR_HISS-6-80_030
تاریخ نمایه سازی: 18 آذر 1404
چکیده مقاله:
هدف پژوهش حاضر بررسی بازتاب بحران های هویتی، نابرابری جنسیتی و پارادوکس میان سنت و مدرنیته در کتاب «زن زیادی» جلال آل احمد است. این اثر ادبی به عنوان روایت نمادینی از زندگی و شرایط زنان ایرانی در دوره خاصی از تاریخ معاصر، تصویری عمیق و انتقادی از تضادهای فرهنگی و اجتماعی آن دوران ارائه می دهد. هدف اصلی پژوهش، فهم نحوه تبلور این بحران ها در متن، تحلیل پیامدهای اجتماعی و فرهنگی آن بر هویت زنان و بازتولید روابط جنسیتی است. پژوهش در پی پاسخ به این سوال بنیادین است که چگونه «زن زیادی» با زبانی داستانی و نمادین، بحران های هویتی زنان، نابرابری های جنسیتی ساختاری و کشمکش های بین سنت و مدرنیته را به مخاطب منتقل می کند. روش تحقیق این مطالعه کیفی و تحلیلی است که با بهره گیری از روش تحلیل محتوا و گفتمان تبیین شده است. داده های پژوهش با مطالعه دقیق متن اصلی اثر جمع آوری شده و از منظر مباحث جامعه شناسی فرهنگی و نظریه های هویت اجتماعی بررسی شده اند. در این رویکرد تحلیلی، بخش های متنی مرتبط با ابعاد بحران هویت، نقش جنسیت در موقعیت های اجتماعی و تضاد میان ارزش های سنتی و مدرن استخراج و تفسیر شده اند. چارچوب نظری پژوهش از نظریه های هویت اجتماعی برگرفته شده است که امکان تشریح پیچیدگی های موضوعات فرهنگی و جنسیتی را فراهم ساخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در کتاب «زن زیادی» بحران هویت زنان در مقابل فشارهای ساختار اجتماعی سنتی و ارزش های تحمیلی به شدت برجسته است. شخصیت های زن در داستان ها دچار دوگانگی بنیادی اند؛ آنها نه می توانند با قالب های پایبندی به نقش زن سنتی کنار بیایند، نه به شکل کامل با مظاهر جاری مدرنیته همگام شوند. این وضعیت آنها را در موقعیتی بی ثبات و متلاطم نسبت به خود و جهان پیرامون شان قرار می دهد. افزون بر این، نابرابری جنسیتی در موقعیت های مختلف بازنمایی شده است؛ از محدودیت ها و کنترل های اجتماعی گرفته تا فقدان اختیار فردی و نقش های اجباری در خانواده. این نابرابری بر ابعاد روانی و اجتماعی بحران هایی عمیق ایجاد می کند که مانع دستیابی به هویتی مستقل و خودمختار می شود. پارادوکسی که میان سنت و مدرنیته در کتاب به تصویر کشیده شده است، یکی از محورهای اصلی تحلیل است. آل احمد نشان می دهد که جامعه ایرانی در حال طی مسیری پرتناقض است که در آن ارجحیت ها و انتظارات گوناگون فرهنگی و اجتماعی، زنان را در میان کشمکش میان ارزش های گذشته و آرمان های جدید مدرن گرفتار کرده است. این پارادوکس، به جای ایجاد وحدت و سازگاری، بیشتر موجب تشدید سردرگمی، انزوای روانی و تعارض های هویتی شده است. بدین ترتیب «زن زیادی» نماد زنانی است که در این فضای دوگانه گرفتار شده اند و نمی توانند به آسانی نقش های تاریخی خود را تغییر دهند یا از آن رها شوند. نتیجه کلی پژوهش این است که کتاب «زن زیادی» جلال آل احمد، نمایانگر یکی از حساس ترین و پردامنه ترین بحران های اجتماعی و هویتی جامعه ایرانی است که از طریق داستان سرایی عمیق و زبان نمادین به تصویر کشیده شده است. این اثر با ارائه تصویری از نابرابری های جنسیتی ساختاری و تعارض های هویتی، مخاطب را به تاملی اساسی درباره پیامدهای تاریخی و فرهنگی شرایط زنان در جامعه ایرانی فرا می خواند. پژوهش حاکی از آن است که درک این ابعاد بحران می تواند سرآغازی برای نقد مفاهیم راکد و سنتی و ایجاد فضای گفت وگوی جدی تر درباره نحوه گذار به هویت های متکثر و برابر در جامعه باشد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان
علی بهادری
استادیار گروه اموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان، پردیس زینبیه، تهران، ایران (نویسنده مسئول )
محدثه یاری
دانشجوی کارشناسی، دانشگاه فرهنگیان پردیس زینبیه، تهران، ایران