مدیریت نوآورانه و میان رشته ای در مدارس؛ تلفیق روان شناسی، مدیریت، علوم و آموزش ابتدایی برای ارتقای یادگیری موثر
محل انتشار: دومین همایش ملی علوم انسانی با رویکرد نوین و اولین همایش بین المللی پژوهشی فرهنگیان نوین
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 39
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
HCWNT02_3070
تاریخ نمایه سازی: 17 آذر 1404
چکیده مقاله:
مدارس نوین نیازمند رویکردی پویا و میان رشته ای هستند تا بتوانند پاسخگوی چالش های آموزشی قرن بیست ویکم باشند. این مقاله با مشارکت چهار پژوهشگر از حوزه های روان شناسی تربیتی، مدیریت بازرگانی و آموزشی، علوم فیزیک و آموزش ابتدایی، به بررسی مدیریت نوآورانه در مدارس می پردازد. از منظر روان شناسی تربیتی، مدیریت مدرسه باید بر پایه انگیزش درونی، کاهش اضطراب تحصیلی و ایجاد محیطی مثبت برای یادگیری شکل گیرد. یافته های شفیع آبادی (۱۳۸۹، ص. ۱۲۰–۱۳۵) در کتاب روان شناسی تربیتی نشان می دهد که توجه به هیجان و انگیزش، کیفیت یادگیری را به طور چشمگیری افزایش می دهد. از دیدگاه مدیریت بازرگانی و آموزشی، سازماندهی منابع انسانی و بهینه سازی فرآیندهای اجرایی مدارس، نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت آموزش دارد. ملکی (۱۳۹۰، ص. ۸۵–۱۰۲) در کتاب اصول و روش های تدریس تاکید می کند که سبک های مدیریتی نوین می توانند اثربخشی تدریس را افزایش دهند و مشارکت معلمان را تقویت کنند. در حوزه علوم، به ویژه فیزیک، نوآوری در آموزش و استفاده از رویکردهای پروژه محور و STEM، دانش آموزان را برای حل مسائل پیچیده آماده می سازد. پژوهش سیاهی اتابکی و سیاهی اتابکی (۱۴۰۲، ص. ۵۵–۷۲) در مجله تعلیم و تربیت دانشگاه آزاد اسلامی نشان داده است که تلفیق علوم و فناوری در مدیریت آموزشی، توانایی تحلیل و تفکر انتقادی دانش آموزان را ارتقا می دهد. در آموزش ابتدایی، روش های خلاقانه مانند شعر، بازی آموزشی و فعالیت های گروهی، زمینه ساز پرورش مهارت های اجتماعی و تفکر انتقادی در کودکان هستند. مهرمحمدی (۱۳۹۵، ص. ۴۴–۶۱) در کتاب یادگیری فعال و نقش آن در تحول برنامه درسی بیان می کند که یادگیری فعال، پایه ای برای ایجاد ارتباط میان دانش جدید و پیش دانسته های کودکان است. این مقاله نتیجه می گیرد که مدیریت نوآورانه و میان رشته ای در مدارس، با تلفیق روان شناسی، مدیریت، علوم و آموزش ابتدایی، می تواند به یادگیری موثر، پایدار و انگیزشی منجر شود. چنین رویکردی نه تنها کیفیت آموزشی را ارتقا می دهد، بلکه به تربیت شهروندانی خلاق، مسئولیت پذیر و توانمند در جامعه امروز کمک خواهد کرد.
کلیدواژه ها:
نویسندگان