تحلیل مولفه های تربیتی و اخلاقی در شاهنامه فردوسی با تاکید بر نقش قهرمانان ملی
محل انتشار: دومین همایش بین المللی معلمان برتر
سال انتشار: 1404
نوع سند: مقاله کنفرانسی
زبان: فارسی
مشاهده: 149
- صدور گواهی نمایه سازی
- من نویسنده این مقاله هستم
استخراج به نرم افزارهای پژوهشی:
شناسه ملی سند علمی:
MISCONF02_789
تاریخ نمایه سازی: 16 آذر 1404
چکیده مقاله:
شاهنامه فردوسی، به عنوان یکی از ارکان برجسته ی ادب حماسی فارسی، نه تنها اثری ادبی و تاریخی است، بلکه گنجینه ای از مفاهیم تربیتی، اخلاقی و انسانی به شمار می آید. این منظومه عظیم، که در بستر اسطوره، تاریخ و حماسه شکل گرفته، مملو از الگوهای رفتاری، آموزه های اخلاقی و تعالیم تربیتی است که در طول قرون، بر فرهنگ ایرانی اثرگذار بوده است. قهرمانان شاهنامه همچون رستم، سهراب، سیاوش، گودرز، فریبرز، بیژن، و دیگر پهلوانان، حامل پیام هایی عمیق از وفاداری، ایثار، شجاعت، ادب، خردورزی، وظیفه مندی، صداقت و راستی هستند. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و تحلیلی، به واکاوی مولفه های اخلاقی و تربیتی موجود در شخصیت پردازی و کنش های قهرمانان ملی شاهنامه پرداخته و تلاش دارد تصویری روشن از نقش این شخصیت ها در شکل دهی به نظام ارزشی ایرانیان ترسیم کند.در تحلیل متون شاهنامه، مشخص می شود که فردوسی با نگاهی ژرف به انسان و جامعه، کوشش داشته تا الگویی پایدار از "انسان آرمانی ایرانی" ارائه دهد. این انسان، نه تنها دلیر و نیرومند است، بلکه خردمند، متعهد، حق جو و اخلاق مدار نیز هست. در حقیقت، فردوسی با ارائه ی شخصیت هایی که در برابر ظلم، دروغ، خیانت، طمع و بی عدالتی ایستادگی می کنند، نظامی تربیتی و اخلاقی بنیاد نهاده که می تواند در آموزش نسل های امروز و فردا نقش ایفا کند. در شاهنامه، مفاهیمی چون پایداری بر عهد، وفای به پیمان، پرهیز از ستم، رعایت ادب در گفتار و کردار، اهمیت خرد، و احترام به بزرگ تران به طور مکرر برجسته شده اند.از سوی دیگر، تحلیل کنش های قهرمانان شاهنامه نشان می دهد که فردوسی از طریق روایت های حماسی، در واقع آموزه هایی تربیتی را رمزگذاری کرده است. او از اسطوره و حماسه به عنوان بستری برای آموزش غیرمستقیم استفاده می کند؛ به طوری که هر داستان نه تنها برانگیزاننده ی احساسات ملی و هویتی است، بلکه تربیت کننده ی روح انسانی نیز محسوب می شود. نکته قابل توجه آن است که فردوسی هرگز قهرمان را از خطا و لغزش مبرا نمی داند، بلکه در مواجهه با کاستی های انسانی، تلاش می کند عنصر "پشیمانی و بازگشت" را در درون ساختار داستانی لحاظ کند؛ مسئله ای که نشان از نگاه انسانی و واقع گرایانه ی او دارد. این پژوهش، با بررسی تفصیلی ابیات کلیدی شاهنامه، تلاش کرده است مولفه هایی نظیر شجاعت آگاهانه، مسئولیت پذیری فردی، تعهد اجتماعی، عدالت محوری، صداقت، اعتدال در قدرت، و پرهیز از افراط و تفریط را در رفتارهای قهرمانان شاهنامه تحلیل کند. همچنین نشان داده شده است که شاهنامه نه تنها برای حفظ زبان فارسی و هویت ملی نگاشته شده، بلکه در لایه های عمیق تر خود، بنیانی اخلاقی برای تربیت فرد و جامعه عرضه می کند. تاکید فردوسی بر آموزه های تربیتی در قالب شعر حماسی، روشی هوشمندانه برای تاثیرگذاری ماندگار بر ذهن و جان مخاطبان بوده است.در نتیجه، شاهنامه را می توان نوعی "رساله ی تربیتی و اخلاقی ملی" دانست که در قالب داستان و اسطوره، به بیان ارزش های پایدار انسانی و اجتماعی پرداخته است. این منظومه نه تنها میراثی ادبی و فرهنگی است، بلکه همچون چراغی راهنما برای آموزش نسل های آینده و ساختن جامعه ای اخلاق مدار باقی خواهد ماند
کلیدواژه ها:
شاهنامه ، فردوسی ، تربیت اخلاقی ، قهرمانان ملی ، ادب حماسی ، ارزش های ایرانی ، هویت فرهنگی ، عدالت ، خرد ، اسطوره
نویسندگان
سارا بنواری
دانش آموخته ی کارشناسی ارشد ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول
بهروز نیکی
دانش آموخته ی کارشناسی ادبیات دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول